الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٩٠ - الباب الثامن فيما ورد في شأن داود عليه السلام
شيخ صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه از شريف بن سابق تفليسى- ولى در آخر كتاب نگفته كه چه كسى از شريف نقل كرده- از فضل بن ابو قره سمندى او هم از ابو عبد اللَّه عليه السلام نقل كرده كه حضرت فرمود: خداوند به داود عليه السلام وحى فرمود: كه تو اگر از بيت المال نمىخوردى، بهترين بنده من بودى. تو با دست خود كار نمىكنى تا از آن ارتزاق كنى. حضرت داود متأثر شد و گريه كرد. خداوند به آهن دستور داد، براى بنده من داود نرم باش. بعد از آن داود هر روز يك زره مىبافت و آن را به هزار درهم مىفروخت. داود، سيصد و شصت زره بافت و آنها را به سى و شش هزار درهم فروخت و از بيت المال بىنياز شد.
شيخ كلينى اين روايت را از عدهاى از اصحاب ما از احمد بن أبو عبد اللَّه از شريف بن سابق به همان مضمون نقل كرده است.
و روى الشهيد الثاني في كتاب الآداب أنّ في زبور داود عليه السلام: قل لأحبار بني إسرائيل و رهبانهم: حادثوا من الناس الأتقياء، فإن لم تجدوا تقيّا فحادثوا العلماء، فإن لم تجدوا عالما فحادثوا العقلاء، فإنّ للتقى و العلم و العقل ثلاث مراتب ما جعلت واحدة منهنّ في خلق و أنا اريد هلاكه.
شهيد ثانى در كتاب آداب روايت كرده كه در زبور داود آمده: اى داود، به عقلا و بزرگان بنى اسرائيل بگو با مردم متقى و پرهيزكار، معاشرت و مجالست كنند. اگر مردم متقى را نيافتند، با علما هم صحبت شوند. اگر آنها را هم نيافتند، با عقلا هم صحبت شوند. زيرا تقوى و علم و عقل، سه درجاتى هستند كه در يك نفر كمتر يافت مىشوند و اگر كسى باشد كه هيچ كدام از اين سه تا در او نباشد من او را هلاك مىسازم.
قال: و قد أوحى اللَّه إلى داود عليه السلام: خفني كما تخاف السبع الضاريّ ..