الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٧٣٣
باز هم شيخ طوسى گفته: سيد مرتضى على بن حسين موسوى از ابو حسين احمد بن على بن سعيد كوفى از محمد بن يعقوب، به ما خبر داد. باز هم گفت:
ابو عبد اللَّه احمد بن عبدون از احمد بن ابراهيم صيمرى و ابو حسين عبد الكريم ابن عبد اللَّه بن نصر بزاز از محمد بن يعقوب كلينى به ما خبر داد.
و اسناد دوّم از ابو العباس احمد بن على بن عباس نجاشى- كه در بيان طريق على بن حسين مسعودى ذكر شده- از جماعتى كه از جمله آنها شيخ مفيد و ابو العباس احمد بن على بن نوح و حسين بن عبيد اللَّه غضايرى بودهاند كه از ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولويه از محمد بن يعقوب كلينى نقل كرده است.
و اسناد سوّم از محمد بن على بن بابويه از محمد بن محمد بن عصام كلينى از محمد بن يعقوب نقل شده است.
اما تصريح علما مبنى بر صحت كتابهايشان و ثبوت مضامين آنها توسط كسى كه به او نسبت داده شده، بدين معنا بود كه اخبار آنها را قراين و شواهد قطعى كه دال بر صحت و ثبوت آنهاست، معرفى مىكنند.
شيخ المحدثين ابن بابويه در كتاب «من لا يحضره الفقيه» گفته: شريف ابو عبد اللَّه- معروف به نعمت- از من خواست كه كتابى برايش تأليف كنم كه شامل همه مطالب فقه اسلامى باشد و نام آن را «من لا يحضره الفقيه» بگذارم تا او بتواند آن را مورد استناد خود قرار دهد و به آن نگاه كرده عمل نمايد و نويسنده اين كتاب و كسى كه در آن نظر افكند و به دستوراتش عمل نمايد، در اجر و پاداش شريك باشند.
بعد هم گفته: من درخواست او را قبول كردم و اين كتاب را تصنيف نمودم و مقصودم از تصنيف اين كتاب اين نبود كه همه روايت راويان را در آن جمع كنم بلكه مقصودم اين بود روايتهايى را كه اطمينان به صحت آنها داشته و طبق آنها حكم نموده و فتوى دادهام و بين خود و خدايم اعتقاد به حجيت آنها دارم، نقل كنم و آنچه در اين كتاب آوردم، از كتب مشهور علما كه مورد اعتماد و مراجعه آنان مىباشد، انتخاب نمودم مانند كتاب حريز بن عبد اللَّه سجستانى و