الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٧٣٤
كتاب عبيد اللَّه بن على حلبى و كتابهاى على بن مهزيار اهوازى و كتابهاى حسين ابن سعيد و نوادر احمد بن محمد بن عيسى و كتاب «نوادر الحكمة» تأليف محمد بن احمد بن يحيى بن عمران اشعرى و كتاب «الرحمه» تأليف سعد بن عبد اللَّه و مجموعه شيخ ما محمد بن حسن بن وليد و نوادر محمد بن ابو عمير و كتاب «محاسن» تأليف احمد بن ابو عبد اللَّه برقى و رساله پدرم به من و سائر كتب و تصنيفاتى كه طرق من به آنها معروف و شناخته شده است، و من در اين انتخاب و نقل از كتب مشهور منتهاى سعى و كوشش خود را نمودم در حالى كه از خداوند كمك خواسته و بر او توكل نموده و از تقصير و كوتاهى خود طلب آمرزش مىنمايم. آنچه در بحث ما از كلام مرحوم صدوق مورد حاجت بود به پايان رسيد.
سخن اين شيخ بزرگوار صراحت دارد به اينكه همه حديثهاى ذكر شده در كتاب او صحيح به معنايى كه قبلا گفتيم مىباشد و آن معناى صحيح نزد قدماء است. و سخن اين شخص گواه است بر اينكه همه كتابهايى كه در كتابش از آنها نقل نموده، مورد اعتماد و اطمينان بوده است.
ابو جعفر محمد بن يعقوب كلينى، در اول كتاب «كافى» مىگويد: اى برادر، از شكايت تو نسبت به مردم زمان ما كه بر نادانى با هم سازش نمودهاند، آگاه شدم- تا اينكه مىگويد:- و گفته بودى كه امور زيادى بر تو مشكل شده، زيرا بواسطه اختلاف روايات در باره آن امور نمىتوانى درستى و حقيقت آنها را بشناسى و دانستهاى كه اختلاف روايت، مربوط به اختلاف علل و اسباب آن است و در محل خود عالم موثقى را كه از او سؤال نموده و قول او بر تو حجت باشد نمىيابى و گفتهاى كه مىخواهى كتابى داشته باشى كه جامع همه فنون علم دين باشد كه هم براى دانشجويان كافى باشد و هم براى كسانى كه در صدد كسب هدايت هستند تا از آن كتاب هر كس بخواهد علم دين را فرا گيرد و به آن اخبار صحيحى كه از امامان صادق عليهم السلام نقل شده، عمل نمايد و بخواهد سنّتهاى ثابته مورد عمل را از آن كتاب برگيرد و بوسيله آن فرايض دينى و سنت پيامبرش را ادا كند. و گفتهاى اگر چنين كتابى باشد، اميد دارى كه خداوند بوسيله