الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٣٦١ - الباب الحادي عشر فيما ورد بشأن سيدنا و نبينا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله
و روشنى مىدهد. سجده براى آن رويى لازم است كه همه ملائكه مقربين براى او سجده مىكنند. من كسى هستم كه منكر عظمت تو بودم كه اين عمل من از هر گونه نفاق بدتر بود. پس اين انكار مرا ببخش.
چون من به سوى تو براى توبه آمدهام و در اين جا من اعتراف مىكنم كه از تو دور بودم و تو را نمىشناختم.
پس وقتى كه در كفر به من مهلت دادهاى و بعد هم مرا از آن بيرون آوردى، پس طوق علاقه بر ايمان را به گردن من بيانداز. به حق آن نامهايى كه غير از تو كسى آنها را ندارد و شأن آنها خيلى بزرگ و جلالت آنها بسيار شديد است و بنام يگانه تو كه هيچ كس نمىتواند به كنه توصيف آن نام تو برسد و به حق همه نامهاى جلالهات، به من پناه بده و نگذار دوباره به سوى كفر برگردم. اى خداوند سبحانى كه غير از تو خدايى نيست، من از ستمكاران بودم.
وقتى بندهام اين مطالب را بگويد، سرش را از زمين برنداشته توبه او را قبول مىكنم و وى را از خود راضى مىنمايم.
اى محمد، هر كس از امت تو غمهاى زيادى داشته باشد، اگر در جاى خلوت مرا بخواهد و بگويد:
اى از بين برنده غمها و اى وسعت دهنده تنگيها و اى كسى كه به مردم از خودشان اولىترى و اى بوجود آورنده اين نفوس از عدم و اى كسى كه تقوى را به آنها الهام مىكنم. اى محوكننده غمها، به من غم و اندوهى نازل شده و دست و بال مرا بسته است به طورى كه مىترسم در مقابل اينها طاقت نياورم و در معرض فتنه قرار بگيرم. اى خداوندى كه با ياد تو قلبها آرام مىشوند، اى تغيير دهنده قلبها، قلب مرا از هم و غم به شادى و آرامش برگردان و مرا از ذكر خودت دور مكن، تا با ترك كردن اين غمها من به ذكر تو مشغول شوم چون من به سوى تو رو آوردهام. از تو بوسيله آن نامت مسألت مىكنم كه به جز معناى واقعيش قابل توصيف نيست. چون تو آن نامت را در غيب ذاتت كه داراى نور جلاله است، كتمان كردهاى. پس به حق همان نامت، غمهاى مرا از بين