الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٣٤١ - الباب الحادي عشر فيما ورد بشأن سيدنا و نبينا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله
و حيّكم و ميّتكم و رطبكم و يابسكم اجتمعوا على إشقاء قلب عبد من عبادي لم ينقصوا من ملكي جناح بعوضة. و لو أن أوّلكم و آخركم و حيّكم و ميّتكم و رطبكم و يابسكم اجتمعوا فيتمنّى كلّ واحد منكم ما بلغت امنيّته فأعطيته لم يبن ذلك في ملكي، كما لو أنّ أحدكم مرّ على شفة البحر فيغمس فيه ابرة ثمّ انتزعها، ذلك بأنّي جواد كريم ماجد واحد، عطائي كلام و عداتي كلام، فإذا أردت شيئا فإنّما أقول له كن فيكون.
باز هم در تفسير عسگرى عليه السلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل شده كه فرمود: خداوند متعال مىفرمايد: بندگان من، همه شما گمراه هستيد مگر كسى كه من او را هدايت كنم. پس از من هدايت بخواهيد تا به شما بدهم و همه شما فقير هستيد مگر كسانى كه من آنها را غنى كنم. پس از من روزى بخواهيد تا به شما بدهم.
و همه شما گنهكار هستيد مگر كسانى را كه من از گناه باز مىدارم. پس از من طلب بخشش گناهان بكنيد تا من آنها را ببخشم. هر كس معتقد باشد كه قادر به مغفرت هستم و از من طلب مغفرت بكند، او را مىبخشم و برايم گناهان او هيچ مهم نيست. اگر گذشتگان و آيندگان و زندهها و مردهها و تر و خشك شما در قلب يكى از بندگان من جمع شوند و او را شقى كنند، از ملك من چيزى كم نمىشود. اگر همه اول و آخر، زنده و مرده و تر و خشك شما با هم جمع شوند و هر كدام از شما هر چه از من تقاضا كنيد، من به شما مىدهم و اين بخشش در گنجينههاى غيبى من اثر كسر شدن نمىگذارد. اگر يكى از شما به كنار دريا برود و سوزنى داخل آب دريا بكند و آب دريا را با آن سوزن بكشد، آن آب تمام نمىشود و عطاى من هم نمىتواند گنجينههاى غيبى مرا تمام كند. به همين جهت است كه من جواد و بخشنده هستم. عطاهاى من كلمات من است و وعدههاى من كلام من است. چون وقتى اراده كردم به چيزى بگويم موجود باشد، آن شىء قبل از گفتن من موجود مىشود.