الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ٣٤٠ - الباب الحادي عشر فيما ورد بشأن سيدنا و نبينا محمد بن عبد الله صلى الله عليه و آله
يك عمل خوبى انجام داده بود و بر من حق بود كه عمل نيك او را ضايع نكنم تا روز قيامت به حسابش برسم و ضمنا اين پاداش را به وى دادم كه در نامه عملش حتى يك ثواب نباشد تا روز قيامت بواسطه كفرش داخل جهنم شود. ولى از آن پادشاه مؤمن و عابد ماهى را منع كردم بواسطه اين بود كه او يك گناهى مرتكب شده بود، خواستم با اين عمل اثر آن گناه را از نامه اعمالش محو كنم. تا روزى كه به ملاقات من مىآيد، گناهى نداشته باشد تا داخل بهشت بشود.
و عن أمير المؤمنين عليه السلام قال: سمعت رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله يقول: قال اللَّه تعالى: أنا الرحمن و هي الرحم، شققت لها اسما من اسمي، من وصلها و صلته، و من قطعها ثبّته[١].
و در همان كتاب از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده كه فرمود: از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود: خداوند متعال فرموده: من خداوند بخشنده و مهربانم و براى بهشت نامى از نامهايم مشتق كردم. پس هر كس كه به بهشت برسد به من رسيده و هر كس رابطه خود را با بهشت قطع كند، خودش را تباه ساخته است.
قال: و قال النبيّ صلى اللَّه عليه و آله: قال اللَّه تعالى: يا عبادي، كلّكم ضالّ إلّا من هديت، فسلوني الهدى أهدكم. و كلّكم فقير إلّا من أغنيت، فسلوني الرزق أرزقكم.
و كلّكم مذنب إلّا من عافيت، فسلوني المغفرة اغفر لكم. و من علم أنّي ذو قدرة على المغفرة فاستغفرني غفرت له و لا ابالي.
و لو أن أوّلكم و آخركم و حيّكم و ميّتكم و رطبكم و يابسكم اجتمعوا على قلب أتقى عبد من عبادي لم يزيدوا في ملكي جناح بعوضة. و لو أنّ أوّلكم و آخركم
[١]- في تفسير العسكريّ عليه السلام« قطعته».