الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٩١ - الباب الثامن فيما ورد في شأن داود عليه السلام
باز هم شهيد ثانى در همان كتاب گفته: خداوند به داود عليه السلام وحى كرد: اى داود، از من چنان بترس كه از حيوانات درنده مىترسى.
قال: و في فاتحة الزبور: رأس الحكمة خشية اللَّه.
باز هم شهيد ثانى در همان كتاب گفته: در فاتحه زبور آمده: سر حكمت، ترس از خداست.
و في كتاب مسكّن الفؤاد: إنّ في أخبار داود عليه السلام: يا داود، أبلغ أهل أرضي أنّي حبيب من أحبّني، و جليس من جالسني، و مؤنس لمن أنس بذكري، و صاحب لمن صاحبني، و مختار لمن اختارني، و مطيع لمن أطاعني. ما أحبّني أحد من خلقي عرفت ذلك من قلبه إلّا أحببته حبّا لا يتقدّمه أحد من خلقي، من طلبني بالحقّ وجدني، و من طلب غيري لم يجدني. فارفضوا يا أهل الأرض ما أنتم عليه من غرورها، و هلمّوا إلى كرامتي و مصاحبتي و مجالستي و مؤانستي، و آنسوا بي اؤانسكم و اسارع إلى محبّتكم.
شهيد ثانى در كتاب مسكّن الفؤاد خود در باره اخبار داود آورده است كه خداوند فرمود: اى داود، به مردم زمين از قول من بگو: هر كس مرا دوست بدارد، دوست من است و من همنشين كسى هستم كه با من مجالست كند (نشست و برخاستش با من باشد) و مونس كسى هستم كه با من هم صحبت شود.
كسى را برمىگزينم كه مرا اختيار كند. مطيع كسى هستم كه به من اطاعت كند (يعنى هر خواهش او را انجام مىدهم). هر بندهاى كه مرا دوست بدارد و من از قلب او اين محبت را ببينم، چنان او را دوست مىدارم كه كسى بر وى سبقت نگرفته باشد. و هر كس حقيقتا مرا طلب كند، مرا مىيابد و هر كس غير از من را