الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٧٥ - الباب الثامن فيما ورد في شأن داود عليه السلام
خداوند به داود عليه السلام وحى فرمود: از كارهاى اين عابد تعجب مكن چون او متظاهر است. بعد آن شخص مرد. داود به مردم گفت: او را دفن كنيد ولى خودش در سر جنازه او حاضر نشد. وقتى كه او را غسل دادند. پنجاه نفر از بنى اسرائيل برايش نماز خواندند و شهادت دادند كه از او جز خير چيزى نمىدانند.
بعد هم پنجاه نفر ديگر بلند شدند به خوبى او شهادت دادند. هنگام دفن هم پنجاه نفر شهادت دادند كه جز نيكى چيزى از او نديدهاند.
بعد خداوند به داود عليه السلام وحى فرمود: اى داود، چرا تو هم براى آن عابد مرده شهادت ندادى؟ داود عرض كرد: خداوندا، با آن اطلاعاتى كه تو در باره اين مرد به من دادى، چگونه مىتوانستم شهادت بدهم. خداوند فرمود: بلى، چون عدهاى از علما و متدينين بنى اسرائيل شهادت دادند كه جز خير چيزى از او نديدهاند، پس من شهادت آنها را پذيرفتم و آن علم خود را در باره آن مرد بخشيدم.
و عن الحسين بن محمّد عن معلّى بن محمّد عن بكر بن صالح عن محمّد ابن سليمان عن عيثم بن أسلم عن معاوية بن عمّار عن أبي عبد اللَّه عليه السلام: إنّ اللَّه تعالى أوحى إلى داود عليه السلام: أن اتّخذ وصيّا من أهلك فإنّه قد سبق في علمي أن لا أبعث نبيّا إلّا و له وصيّ من أهله، و كان لداود أولادا و عدّة، فأوحى اللَّه إليه:
يا داود، لا تعجل حتّى يأتيك أمري، فلم يلبث داود أن ورد عليه خصمان يختصمان في الغنم و الكرم. فأوحى اللَّه إلى داود عليه السلام: اجمع ولدك، فمن قضى منهم بهذه القضيّة فهو وصيّك من بعدك. ثمّ ذكر أنّ سليمان قضى بها و أورد قضيّته.
قال: فأوحى اللَّه إلى داود عليه السلام: يا داود، إنّ القضاء في هذه القضيّة ما قضى به سليمان. يا داود، أردت أمرا و أردنا غيره.
... الحديث و از حسين بن محمد از معلى بن محمد از بكر بن صالح از محمد بن سليمان از عيثم بن اسلم از معاويه بن عمار از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه