الجواهر السنية في الأحاديث القدسية - الشيخ حرّ العاملي - الصفحة ١٦ - الباب الأول فيما ورد في شأن آدم عليه السلام
آدم عرض كرد: اى خداوند بزرگ، اولادان من چقدر زيادند! براى چه آنها را آفريدهاى و منظورت از گرفتن اين پيمان چيست؟ خداوند پاسخ داد: براى اين كه به من عبادت كنند و برايم شريكى در خداوندى قايل نشوند و به پيامبران من ايمان آورند و از آنها تبعيت كنند.
آدم عرض كرد: خداوندا، علت آن امر چيست كه من از اين نقطه بعضى را بزرگ و بعضى ديگر را كوچك مىبينم، در حالى كه بعضى از آنها نورشان زياد است و برخى ديگر كم و بعضى هم نور ندارند؟ خداوند فرمود: ما آنها را بر حسب لياقت و استعدادشان آفريديم كه در همه حال آنها را مورد آزمايش قرار دهيم.
آدم عرض كرد: خداوندا، آيا به من اجازه حرف زدن را مىدهى؟ خداوند فرمود: حرف بزن. چون روحت از من است (لازمه روحت نطق و بيان است) منتها جسمت بر خلاف وجود من است.
آدم عرض كرد: خداوندا، اگر آنها را يك جور خلق مىكردى و به همه آنها يك طبيعت و ذات، و روزى و عمر يكسان مىدادى بهتر نبود؟ چون در آن صورت آنها نسبت به هم تعدى نمىكردند و ميان آنها حسد و كينه و بغض پديد نمىآمد. خلاصه هيچ گونه اختلاف با هم نداشتند؟
خداوند عز و جل فرمود: اى آدم، تو بوسيله روحى كه از من دارى حرف مىزنى و درك مىكنى. ولى بواسطه نقصى كه جسمت دارد مطالبى را مىگويى كه عالم به حقيقت آنها نيستى. در حالى كه مىدانى من خداوند عالم و حكيم هستم و من بواسطه همان علم و حكمتى كه دارم ميان مخلوقاتم اختلاف به وجود آوردم و با مشيت خودم امور آنها را اداره مىكنم و آنها در مسير تقدير و تدبير من به حركت وجودى خويش ادامه مىدهند. در خلقت من تغيير نيست.
من جن و انس را خلق كردم تا به من عبادت كنند (براى اين كه يگانه نيروى محركه آنها در سير مراحل وجودى همين شناخت و عبادت من است). و بهشت را براى كسانى خلق كردم كه به من عبادت كنند و از اوامرم اطاعت نمايند و از