پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٩ - ٢ ميراث كلامى
فرمودند:
خداوند متعال دانست (يعنى همه مخلوقات خود را در ازل دانست و به آنها علم داشت)، خواست (يعنى خواست تا آن دانستهها را بهوجود بياورد)، اراده كرد (يعنى آن خواست را به اراده حتمى استحكام بخشيد)، مقدر فرمود (يعنى ابتدا، انتها، حدود، صفات روزى و مرگ آنها را معين فرمود)، حكم كرد (يعنى بهوجود يافتن آن معلومات در اعيان خارجى حكم كرد) و آشكار ساخت (يا چنانكه در اصول كافى و بحار الانوار آمده است امضا كرد يعنى آنچه را كه بدان حكم نموده بود در خارج به وقوع رساند) پس آنچه ابتدا بدان حكم كرده بود را امضا نمود و آنچه قبلا مقدر ساخته بود را مورد حكم قرار داد و آنچه كه ابتدا ارادهاش كرده بود را مقدر ساخت پس نتيجه مىگيريم كه اراده او مبتنى بر خواستش، تقدير او مبتنى بر ارادهاش، حكم او مبتنى بر تقديرش و امضاى نهايى او (يعنى خلقتش در جهان خارج) مبتنى بر حكمش مىباشد.
پس اولين مرحله در اين سلسله، علم است و مشيت در مرحله دوم قرار دارد و مرحله سوم اراده است و تقدير بر حكم امضا شده واقع مىگردد پس تا هنگامى كه كار در مرحله علم يا مشيت يا تقدير است- كه مراحل اول، دوم و سوم هستند- خداوند متعال مىتواند در آن بداء نمايد يعنى آن را تغيير دهد اما چون كار از اين مرحله گذشت و حكم به مرحله امضا رسيد ديگر براى بداء و تجديدنظر راهى نيست.
پس با فرض اين مطالب علم خداوند به معلومات قبل از وجود و پيدايش آن است و جارى شدن مشيت خداوند در آنچه مورد مشيت قرار مىگيرد پيش از مرحله عينيت يافتن آن مىباشد، اراده هم در مرحله پيش از قيام و برپا شدن شيىء مورد اراده تحقق مىيابد و بنابراين پيش از اينكه اين معلومات يعنى اين چيزهايى كه مورد علم، خواست و اراده قرار گرفتهاند و قرار است در جهان خارج بهوجود بيايند از لحاظ عينيت يافتن و برپا شدن و كيفيت ارتباط با يكديگر يا جدايى از همديگر، مورد فعل و