پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٩ - واثق و تفتيش عقايد مردم در رابطه با مسأله خلق قرآن
دو دينار بدهيد، و هركس چنين اعترافى نكرد بگذاريد تا در اسارت روميان باقى بماند[١].
خطيب گويد: احمد بن ابى داود كسى بود كه واثق را به سختگيرى در مسأله خلق قرآن و تفتيش عقايد مردم تشويق و تحريك مىنمود.
و از جمله كسانى كه ظلم واثق او را فراگرفت ابو يعقوب بن يوسف بن يحيى بوطى از ياران شافعى بود كه در سال ٢٣١ ه. ق در حبس واثق به جهت مسأله خلق قرآن دار فانى را وداع گفت و تا آخرين لحظه حاضر نشد كه به مخلوق بودن قرآن اعتراف كند.[٢].
روزى ابو عبد الرحمان عبد الدّين محمّد آذرمى استاد ابو داود و نسائى را در غلوزنجير به نزد واثق آوردند و ابن ابى داود نيز در آن جلسه حاضر بود.
ناگاه آزرمى رو به واثق كرد و گفت: مرا از اين رأيى كه مردم را به سوى آن خوانده و اجبار مىكنيد، آگاه كن. آيا پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز آن را مىدانست و مردم را به سوى آن نخواند؟ يا چيزى بود كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله هم آن را نمىدانست؟
ابن ابى داود گفت: خير پيغمبر آن را مىدانست. آذرمى گفت: پس چطور پيغمبر مىتوانست مردم را به سمت آن دعوت نكند، امّا شما نمىتوانيد مردم را به سوى اين عقيده دعوت نكنيد؟ واثق و ابن ابى داود مبهوت ماندند. واثق خنديد و درحالىكه دست بر جلوى دهان داشت از اتاق بيرون رفته وارد اتاق ديگرى شد، در آنجا نشست و پاها را دراز كرد و گفت: آرى، پيامبر مىتوانست درباره اين مسأله سكوت كند ولى ما نمىتوانيم! پس دستور داد سيصد دينار به آذرمى بدهند و او را به شهر و ديارش بازگردانند. و از آن پس ديگر كسى را
[١] . ر. ك تاريخ يعقوبى/ ٢/ ٤٨٢- ٤٨٣، تاريخ الخلفاء/ ٤٠١.
[٢] . تاريخ ابن الوردى/ ١/ ٣٣٥.