پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٢٤ - ٢ ميراث كلامى
نامهاى نوشتم [منظور وى از آن مرد حضرت امام هادى عليه السّلام مىباشد كه از باب تقيه از وى به «رجل» تعبير مىكردهاند] در آن نامه آوردم كه: افراد منطقه ما در رابطه با توحيد اختلافنظر پيدا كردهاند، بعضى از آنان مىگويند: خداوند متعال جسم است، و برخى ديگر مىگويند: خداوند متعال صورت است. آن حضرت در پاسخ چنين نوشتند:
منزّه است آن خدايى كه به حرف و وصف درنمىآيد، هيچچيز به او نماند و وى نيز ماننده به چيزى نيست و او شنوا و بيناست[١].
٣. على بن ابراهيم از مختار بن محمّد بن مختار همدانى، و محمّد بن حسن از عبد اللّه بن حسن علوى، همگى از فتح بن يزيد جرجانى روايت كردهاند كه گفت: از حضرت امام هادى عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود:
«و هو اللّطيف الخبير السميع البصير الواحد الأحد الصمد، لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا أحد، لو كان كما يقول المشبّهة لم يعرف الخالق من المخلوق و لا المنشئ من المنشأ، لكنّه المنشئ. فرّق بين من جسّمه و صوّره و أنشأه إذ كان لا يشبهه شيء و لا يشبهه هو شيئا»؛
خداوند متعال لطيف، خبير، شنوا، بينا، واحد، احد و صمد است. نزاده و زاييده نشده و هيچگاه براى او شريك و همتايى قابل تصوّر نيست، اگر آنچنان كه گروه مشبّهه مىگويند قائل شويم نمىتوانيم خالق را از مخلوق و ايجادكننده را از ايجاد شده تميز دهيم. درحالىكه چراكه اگر بنا به قول مشبّهه كه قائل به تشبيه ممكن به واجب مىباشند، اگر واجب الوجود در حدّ ممكن داخل شود و به او شبيه شود احتياج به خالق پيدا مىكند، و اگر ممكن داخل در حدّ واجب الوجود
[١] . كافى ١/ ١٠٢.