پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٦ - زندانىشدن حضرت امام هادى عليه السلام
زندانىشدن حضرت امام هادى عليه السّلام
متوكّل پس از اينكه دائما امام هادى عليه السّلام را زير نظر داشته و به دفعات به بازرسى و تفتيش منزل امام هادى عليه السّلام اقدام كرده بود، دستور داد تا امام هادى عليه السّلام را دستگير كرده و به زندان انداختند. آن حضرت چند روزى در زندان بودند. در همان روزها يكى از دوستان و شيعيان آن حضرت به نام «صقر بن أبى دلف» براى ديدن آن حضرت آمد. حاجب متوكّل كه با او آشنا بود و شيعه بودن او را مىدانست به استقبال او رفت و به او گفت: چه مىخواهى و براى چه به اينجا آمدهاى؟
صقر گفت: خير است.
حاجب گفت: شايد آمدهاى تا از مولاى خود خبرى بگيرى؟
صقر گفت: مولاى من امير المؤمنين- متوكّل- است.
حاجب تبسّمى كرد و گفت: ساكت باش. مولاى تو بر حقّ است منظور امام هادى عليه السّلام است. پس، از من پروا مكن كه من نيز بر مذهب تو مىباشم.
صقر گفت: الحمد للّه.
حاجب گفت: دوست دارى كه او را ببينى؟
صقر گفت: آرى.
حاجب گفت: پس بنشين تا نامهرسان برود.
هنگامى كه نامهرسان خارج شد حاجب رو به غلام خود كرد و به او گفت:
دست صقر را بگير تا او را داخل آن اتاقى كنى كه علوى در آن حبس شده است. آنگاه او را با علوى تنها بگذار.
غلام دست صقر را گرفت و او را داخل در آن اتاق كرد و بهجايى كه امام