پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٩ - ٥ عباسيان و امام هادى عليه السلام
كنند، تا نفوذ آن حضرت گسترش نيافته و دامنه رهبرى آن حضرت افزايش نيابد. و در زمانى كه متوكّل در سر، فكر زندانى كردن و يا كشتن آن حضرت را مىپروراند، آوازه فضيلت و كمال امام هادى عليه السّلام و شهرت آن حضرت، گذشته از عامّه مردم، حتّى در دربار عبّاسى نيز پيچيده بود.
براى اينكه دريابيم امام هادى عليه السّلام عليرغم همه اقداماتى كه از سوى حكومت براى ساقط نمودنش انجام مىشد از چه مقام و منزلت والا و چه موقعيّت اجتماعى ويژهاى در جامعه برخوردار بوده است، كافى است نگاهى سريع به آنچه معاصران آن حضرت درباره او گفتهاند بيندازيم[١].
٥. عبّاسيان و امام هادى عليه السّلام
پس از اينكه حكّام عبّاسى جايگاه ويژه اجتماعى ائمّه اطهار عليهم السّلام و اهلبيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را شناخته و دانستند كه آنها براى حكومت و سلطنت اقدامى نمىكنند، بلكه مردان عرصه ارزشها، اعتقادات و اصول مىباشند، رفتهرفته سياست آنان در مقابله با اهلبيت عليهم السّلام متحول گرديد. سياست سفّاح و منصور و هارون الرّشيد در مراقبت شديد و ايجاد تنگنا براى ائمّه اطهار عليهم السّلام خلاصه مىشد، امّا درعينحال مجالى براى حركتهاى محدود آنها مىداد.
آنان در كنار اين سياست به ايجاد شخصيتهاى علمى در مقابل اهلبيت عليهم السّلام دست يازيدند تا اهلبيت عليهم السّلام در عرصه اجتماع آن روزگار تنها مرجع دينى و علمى نباشند. حمايت مستقيم حاكمان از پيشوايان مذاهب اهل سنّت و قبول بعضى از اين مذاهب از طرف حكومت وقت و يا دعوت حكومت نسبت به آن
[١] . ر. ك بخش دوّم از قسمت اوّل اين كتاب.