پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٦ - شهادت حضرت امام جواد عليه السلام
مىدانست كه در ميان خاندان عبّاسى چه مىگذرد و بهخوبى با روشهاى آنان براى رها شدن از دست مخالفان آشنايى داشت. و شايد هم از اين كلام او بشود اين مطلب را تأكيد كرد كه امام رضا عليه السّلام بهوسيله سمّى كه مأمون به او داده است به شهادت رسيده است.
مسعودى روايت مىكند: معتصم به همراه جعفر پسر مأمون نيرنگى ريختند تا از دست امام جواد عليه السّلام خلاص شده آن حضرت را از ميان بردارند.
بنابراين نقشه، جعفر با خواهرش امّ الفضل كه همسر امام جواد عليه السّلام بود همداستان شده و چنين تصميم گرفتند كه امّ الفضل انگور مسمومى به آن حضرت بخوراند. اينگونه بود كه امّ الفضل اين كار را انجام داده، امام جواد عليه السّلام نيز از آن انگور خورد. اينجا بود كه امّ الفضل پشيمان شد و شروع به گريه كرد.
امام به او فرمودند: براى چه گريه مىكنى؟ به خدا سوگند كه خداوند متعال تو را به فقرى مبتلا خواهد كرد كه هرگز از بين نرود و به بلايى دچار خواهد ساخت كه هيچوقت پوشيده نگردد ... اينگونه بود كه بعدها امّ الفضل به بيمارى گرفتار شد كه تمام اموال و املاك خود را براى آن بيمارى به مصرف رساند و به فقر مبتلا شد، تا جايى كه به كمك مردم نيازمند گرديد. برادرش جعفر نيز در حال مستى در چاهى سقوط كرد و جنازهاش را از آن چاه بيرون آوردند.
همچنين روايت شده كه آنكس كه باعث قتل امام جواد عليه السّلام شد ابن ابى داود قاضى بوده است. و درباره سبب اين مطلب آوردهاند كه روزى سارقى به نزد خليفه يعنى معتصم عبّاسى آمد و به سرقت اقرار نمود و از خليفه خواست تا با اقامه حدّ سرقت، وى را از آن گناه پاك نمايد. معتصم همه فقها را جمع كرده و از آنها درباره مكانى كه بايد دست از آنجا قطع گردد تا اقامه حد بر سارق شود سؤال كرد. آنان درباره اينكه مكان اين قطع از كجا بايد باشد با يكديگر اختلاف پيدا كردند. بعضى از آنها گفتند كه دست او بايد از آرنج قطع