پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٣ - امام هادى عليه السلام در سامرا
و آنجاست كه ناباوران زيان كردهاند». اينجا بود كه متوكّل دستور داد مرد نصرانى را آنقدر تازيانه زدند تا مرد[١].
٢. آوردهاند كه وقتى متوكّل نذر كرد تا مال بسيارى را صدقه بدهد. آنگاه فقها در اينكه مراد از مال بسيار چهاندازه است و با صدقه دادن چه مقدار از مال معناى كثير بر آن صدق مىكند اختلاف كردند.
يكى از نديمان متوكّل او را اينگونه به سؤال كردن از امام هادى عليه السّلام متوجّه كرد كه: آيا به سمت اين سياه نمىفرستى تا از او در رابطه با اين مسأله سؤال كنى؟
متوكّل به او گفت: واى بر تو، منظور تو چهكسى است؟
نديم به او گفت: مرادم ابن الرّضا مىباشد.
متوكّل به او گفت: آيا او از اين قبيل مسائل هم بلد است؟
نديم پاسخ داد: اگر تو را از اين مخمصه درآورد فلان مبلغ به من بده و اگر اين كار را نتوانست انجام بدهد مرا صد تازيانه بزن.
متوكّل كسى را به نزد آن حضرت فرستاد و از آن حضرت جواب اين مسأله را پرسيد. امام هادى عليه السّلام پاسخ دادند: اگر لفظ كثير بدون تعداد ذكر شود با عدد هشتاد برابر است. و هنگامى كه از آن حضرت دليل اين مطلب را پرسيدند به اين آيه قرآن استناد فرمود كه: لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ؛ قطعا خداوند شما را در مواضع بسيارى يارى كرده است، و ما آن موارد را شماره كرديم و ديديم كه هشتاد مورد است[٢].
اينگونه برخورد متوكّل درباره امام هادى عليه السّلام و اينگونه خود را به نادانى
[١] . كافى ٧/ ٢٣٨.
[٢] . كافى ٧/ ٤٦٣.