پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٠ - امام هادى عليه السلام و معتصم عباسى
امام هادى عليه السّلام و معتصم عبّاسى
پس از ترور و شهادت حضرت امام جواد عليه السّلام از جانب معتصم عبّاسى، وى عمرو بن فرج را مأمور كرد تا اينكه به مدينه رفته و معلّمى براى حضرت ابو الحسن امام هادى عليه السّلام كه در آن روزگار شش سال و چند ماه از عمر مباركشان مىگذشت انتخاب نمايد. وى به عمر بن فرج دستور صريح داد كه معلّمى براى آن حضرت برگزيند كه به عداوت و دشمنى با اهلبيت و انحراف از خطّ آنان مشهور باشد تا آن حضرت را با بغض اهلبيت عليهم السّلام پرورش دهد.
هنگامى كه عمر بن فرج به يثرب رفت با والى آن شهر ديدار كرده و مأموريت خود را به او گفت. والى يثرب او را به شخصى به نام «جنيدى» راهنمايى كرد كه با علويان بسيار دشمن بود. عمر بن فرج به دنبال جنيدى فرستاد و او را با دستور خليفه آشنا كرد. جنيدى فرمان را اجابت كرد و عمر بن فرج نيز براى او در هرماه حقوقى معيّن كرد و به او دستور اكيد داد كه نگذارد شيعيان با آن حضرت ديدارى كرده يا ارتباطى برقرار كنند.
جنيدى به انجام مأموريت خود كه همان امر مهمّ تعليم امام هادى عليه السّلام بود مبادرت كرد. امّا هنگامى كه با آن حضرت روبرو شد از ديدن هوش سرشار آن حضرت مات و حيران ماند. روزى محمّد بن جعفر با جنيدى ديدار كرد و به او گفت: «حال اين پسرى كه او را درس مىآموزى و تأديب مىكنى چگونه است؟» جنيدى سخن او را انكار كرد و گفت:
«آيا به او پسربچّه مىگويى و نمىگويى او شيخى بزرگوار است؟!! تو را به خدا سوگند مىدهم آيا در مدينه كسى را سراغ دارى كه در علم و ادب از من داناتر و چيرهدستتر باشد؟».