پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٦٤ - عصر امام جواد عليه السلام
قارّه موجود آن روزگار را زير پا مىگذاشتند تا بتوانند به منابع دانش و عرفان دست يافته و با كولهبارى از دانش و معرفت به شهرهاى خود بازگشته و سپس آنچه را كه با كوشش پىگير خود كسب كرده بودند در كتابهايى كه بيشتر به دائرة المعارف شبيه بود به رشته تحرير درآورند. اين كتابها به صورتى كه تا پيش از اين دوران به هيچوجه توقع آن نمىرفت بيشترين نقش را در رساندن اين دانشها به ما داشتهاند[١].
اين اوضاع شرق اسلامى در آن روزگار بود.
امّا در غرب سرزمين پهناور اسلامى نيز شهر «قرطبه» كه امروزه در كشور اسپانيا با نام «كوردوبا» شناخته مىشود با شهرهايى چون بغداد، بصره، كوفه، دمشق و فسطاط برابرى مىكرد، و از همين روى پايتخت مملكت اندلس شده، تا آنجا پيش رفت كه مساجد اين شهر، اروپاييانى را كه براى نوشيدن آب زلال دانش از سرچشمه و بهرهبردارى از فرهنگ اسلامى به سمت كشور اسلام روى مىآوردند به خود جذب كرده بود. به همين جهت بود كه در مغرب كشور اسلام نيز طايفهاى از دانشمندان، شعرا، ادبا، فلاسفه، مترجمان، صلحا و ... بهوجود آمدند. مىبينيم كه اهتمام دانشمندان مسلمان نهتنها بر علوم نقلى مانند علم تفسير، قراآت، علم حديث، فقه و كلام بود، بلكه اهتمام آنان علوم عقلى همچون: فلسفه، هندسه، نجوم، طب، شيمى و ... را نيز شامل گرديده بود.
در عصر اوّل عبّاسى مردم به فراگيرى علوم دينى مشغول شده، متكلّمان بسيارى ظهور كرده، در رابطه با مسأله خلق قرآن به بحث پرداختند. تا جايى كه خود مأمون نيز در اين بحثها داخل شده و در محضر خود مجالس مناظره
[١] . تاريخ الاسلام ٢/ ٣٢١- ٣٢٣.