پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٤ - ٧ نهضتهاى علويان
حسين عليه السّلام يكى پس از ديگرى به وقوع مىپيوستند خالى نبوده است. اين نهضتهاى مسلّحانه حتّى تا زمان غيبت نيز استمرار يافته و در آينده به تأسيس دولتها و حكومتهاى كوچكى منتهى گرديد كه فرماندهان علوى يا دانشمندانى كه حاملان فرهنگ اهلبيت عليهم السّلام بوده و در صدد اجرا و پياده كردن ارزشها و سيره آنان در زندگى اسلامى بودند اداره مىگرديد.
البته تصميم خلفا براى ترور و از بين بردن ائمّه اطهار از اهلبيت پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله جز به همين دليل نبوده است كه آنان اين نهضتهاى مسلّحانه را از دور يا نزديك تأييد كرده، به آنها كمك مىكردهاند.
اين خطّ انقلابى در اين شرايط سخت و دشوار، يكى از سببهايى به حساب مىآيد كه امام دوازدهم را- به عنوان آخرين رهبر معصوم- واداشت تا در پشت پرده غيبت مخفى شود مبادا در اثر دشوارى اين شرايط زمين از حجّتها و بيّنات الهى خالى گردد.
در دورانى كه اكنون مورد بحث ما مىباشد نيز علويان بسيارى بر حاكمان وقت شوريدند كه در واقع قيامها و نهضتهاى آنان، استمرار خطّ انقلابى ضدّ ظلم و ضدّ ظالم اهلبيت عليهم السّلام بوده است. حال فهرستى از اسامى كسانى كه در اين دوره قيام كردهاند را با ذكر تاريخ و منطقهاى كه در آن به قيام مبادرت كردند، به خوانندگان محترم تقديم مىكنيم:
١. محمّد بن قاسم بن على بن عمر بن على بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام كه در زمان حكومت «معتصم» عبّاسى قيام كرد و در سال ٢١٩ ه ق دستگير شد و روايت شده است كه وى را بهوسيله سمّ به شهادت رساندند.
٢. محمّد بن صالح بن عبد اللّه بن موسى بن عبد اللّه بن حسن بن حسن