پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٧٥ - ازدواج امام جواد عليه السلام
گفت: حال آنچه را كه منكر آن بوديد به چشم خود ديديد؟ سپس رو به امام جواد عليه السّلام كرد و از او خواست دخترش را براى خود خواستگارى كند. امام جواد نيز اين كار را انجام داد و مأمون به اين مناسبت جشنى برگزار كرد.
پس از اينكه عقد جارى شد و خطبه تمام گشت، مأمون رو به امام جواد عليه السّلام كرد و از آن حضرت خواست تا جواب مسأله مشكلى را كه براى ابن اكثم طرح كرده بود كامل كند. امام عليه السّلام نيز چنين كرده و جواب را به تمام و كمال به ابن اكثم فرمودند. سپس مأمون رو به حضّار از عبّاسيانى كه از اهلبيتش بودند كرد و گفت: آيا در ميان شما كسى پيدا مىشود كه به اين مسأله اينگونه جواب بدهد؟ و بداند جواب صحيح سؤالات سابق يعنى فروع مختلف آن مسئله چيست؟.
آنان پاسخ دادند: نه به خدا قسم. بلكه امير المؤمنين داناتر به هر مسألهاى هستند.
مأمون به آنان گفت: واى بر شما. در ميان تمام خلق خدا اين خاندان هستند كه به اين درجه از فضل و كمال كه اكنون مشاهده كرديد اختصاص يافتهاند، و در آنان، كمى سن از رشد و كمال جلوگيرى نمىكند، و از همين رو است كه گفته شده: حضرت رسول اكرم دعوت مردم به اسلام را با دعوت از امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام به اسلام آغاز كرد درحالىكه او پسرى ده ساله بود و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز اسلام آوردن او را پذيرفت[١].
البتّه لازم به ذكر است كه اينگونه برخورد و اهتمام مبالغهآميز مأمون در برابر امام جواد عليه السّلام دقيقا همان كارى بود كه همين مأمون با پدرش يعنى
[١] . ارشاد/ ٢/ ٢٨١- ٢٨٧، و به نقل از آن اعلام الورى/ ٢/ ١٠١- ١٠٥، كشف الغمة ٣/ ١٤٣- ١٤٧.