پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٢٩ - خبرچينى و بدگويى از امام هادى عليه السلام در نزد خليفه
گرامى داشتن آن حضرت توسط او به جهت آشكار شدن بىپايگى اتّهاماتى از قبيل جمعآورى اموال و سلاح براى درهمشكستن حكومت خليفه عبّاسى كه به آن حضرت نسبت داده بودند.
٤. كنارهگيرى آن حضرت از دنيا و اقامت دائمى آن حضرت در مسجد كه اين روش را همچون چراغ راهى از سيره پدران بزرگوار خود اتّخاذ نموده بود، نيز مىتوان دريافت كه آن حضرت مسجد را راهى براى نشر علوم اهل بيت عليهم السّلام و تصحيح اعتقادات امّت اسلام مىدانست.
٥. آخرين نكتهاى كه از اين حديث شريف مىتوان استنباط كرد اين است كه متوكّل عبّاسى قصد داشت تا با اين كار امام هادى عليه السّلام را از شيعيان و دوستدارانش جدا كند. چراكه سامرا شهرى بود كه معتصم عبّاسى آن را بنا كرده و اكثريت ساكنان آن را فرماندهان و سربازان ترك تبار تشكيل مىدادند كه چندان اهمّيتى به دين و ديانت و ارزشهاى اسلامى نمىدادند بلكه بيشترين اهتمام را درباره مسائل قدرت و حكومت داشتند.
خبرچينى و بدگويى از امام هادى عليه السّلام در نزد خليفه
از بعضى منابع تاريخى چنين برمىآيد كه يكى از علّتهاى اعزام امام هادى عليه السّلام به سامرّا از طرف متوكّل عبّاسى سخنچينى و بدگويى «امام الحرمين» كه مردى معروف به دشمنى با اهلبيت عليهم السّلام بود مىباشد. و اين سخنچينىها پيوسته و دائم تكرار مىشده است، و اين خود دليلى بر اين است كه امام الحرمين از وجود امام هادى عليه السّلام در مدينه و تأثير بزرگى كه بر وجود آن حضرت در مكّه و مدينه اين دو مركز ثقل علمى و دينى تمدّن اسلامى داشتهاند، خشنود و راحت نبوده است. شاهد اين سخن گفته تاريخنويسان