پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٦ - امام هادى عليه السلام و بغاى كبير
كشت، عدّهاى را اسير و باقى را فرارى ساخت[١].
امام هادى عليه السّلام وقتى كه سپاهيان بغا به مدينه وارد شدند در برابر او موضعگيرى خاصّى انجام دادند كه سزاوار است ما به اين مسأله اشارهاى داشته باشيم. ابو هاشم جعفرى گويد: هنگامى كه بغا با لشكر خود در ايّام واثق عبّاسى براى دفع اعراب به مدينه وارد شد، من در مدينه بودم.
امام هادى عليه السّلام روزى به ما گفت: بياييد به بيرون از خانه برويم تا به سپاهيان اين سردار تركى نگاهى بيفكنيم. ما از خانه خارج شديم و در ميان گذر ايستاديم. سپاهيان از برابر ما مىگذشتند. سربازى ترك از كنار ما مىگذشت. امام هادى عليه السّلام به زبان تركى با او سخنى گفت. ناگهان ديديم او از اسب به زمين آمد و سم اسب امام هادى عليه السّلام را بوسيد. ابو هاشم گويد: من سرباز ترك را به خداوند سوگند دادم و از او پرسيدم كه اين مرد به تو چه گفت؟ سرباز پرسيد: آيا اين شخص پيامبر است؟ گفتم: نه، او پيامبر نيست.
سرباز گفت: وى مرا با نامى صدا زد كه در زمان كودكى و در بلاد ترك به آن نام ناميده مىشدم و هيچكس تا به حال آن نام را نمىدانست[٢].
اين سند تاريخى گوياى مجموعهاى از فضايل و كمالات حضرت امام هادى عليه السّلام است كه از آن مىتوان اهتمام آن حضرت به امور نظامى، تربيت اصحاب و تشويق فرمانده نظامى آن لشكر يعنى بغا را براى مقابله با هجوم تخريبى اعراب به مدينه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله برشمرد.
علاوه بر همه كراماتى كه در اين داستان مىتوان براى امام هادى عليه السّلام برشمرد، بعيد نيست كه آن حضرت از اين فرصت نيز براى پيدا كردن يك
[١] . الكامل فى التّاريخ/ ٥/ ٢٧٠.
[٢] . اعلام الورى/ ٣٤٣.