پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٣ - ١ اوضاع كلى سياسى
خشونت را در پيش گرفت. سياست او درباره خود امامان اهلبيت عليهم السّلام كه جاى خود دارد. اين سياست در دستورى كه متوكّل درباره خراب كردن مزار حضرت امام حسين بن على عليه السّلام و خانههاى اطراف آن صادر كرد بهخوبى آشكار مىشود. بلكه وى پا را فراتر گذاشته، دستور داد تا محلّ قبر حضرت امام حسين عليه السّلام را آب بسته و در آن كشت و زرع نمايند. وى مردم را از زيارت آن حضرت منع كرده و براى زيارت آن حضرت مجازات زندان مقرّر كرد[١].
متوكّل با اين سياست اشتباه خود، كينه و دشمنى همه مسلمانان به صورت عامّ و اهل بغداد را به صورت خاصّ برانگيخت. عموم مردم اهانتهايى را كه او درباره علويان روا داشته بود با سبّ و لعن او در مساجد و كوچه و خيابان پاسخ مىدادند[٢].
در زمان متوكّل شهرهاى عراق با فقر و گرسنگى شديد روبرو شده و بسيارى از مردم از بين رفتند. روميان نيز فرصت طلايى ضعف دولت عبّاسى را غنيمت شمرده و حمله و غارت را نسبت به كشور اسلامى آغاز نمودند.
آنان به شهر دمياط حمله كرده، اهل آن را كشته و خانههايشان را آتش زدند.
سپس به «فيليفيا» در جنوب آسياى صغير ظاهرا شهرى در جمهورى مقدونيه است نيز حمله كرده و اهل آن شهر را با شكستى سخت مواجه ساختند[٣].
در سال ٢٣٥ ه. ق متوكّل ولايتعهدى را به نام سه پسر خود منتصر، معتزّ و مؤيّد اعلام كرد. امّا وى در باطن دوست داشت كه معتزّ بر دو برادرش در اين امر مقدّم باشد. چراكه وى مادر معتزّ قبيحه را بسيار دوست مىداشت.
امّا منتصر از اين كار خشمگين شد و با دايىهاى ترك خود توطئهاى براى ترور
[١] . تاريخ طبرى/ ١١/ ٤٤.
[٢] . تاريخ الاسلام السّياسى/ ٣/ ٥.
[٣] . تاريخ الاسلام السّياسى/ ٣/ ٥.