پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٨ - موضعگيرى آن حضرت در برابر غاليان و فرقههاى منحرف
ماند. اينگونه بود كه من شيعه شده، به نزد امام هادى عليه السّلام رفته و در خدمت او درآمدم، و از آن حضرت خواستم تا براى من دعا كند و من نيز حقّ ولايتش را بهجا آوردم[١].
صاحب كتاب الثّاقب، ابن حمزه طوسى، با سند خود از سعيد بن سهل بصرى ملقّب به ملّاح نقل مىكند كه گفت: در مجلس وليمه يكى از اهالى سامرا جمع شديم و امام هادى عليه السّلام نيز در جمع ما بود. يكى از حاضران شروع كرد به بازى و شوخى و براى آن حضرت احترامى قائل نشد، امام هادى عليه السّلام به جعفر [احتمال دارد كه اين جعفر پسر آن حضرت كه معروف به كذّاب شده است باشد] نموده و فرمودند: اين مرد از اين غذا نخواهد خورد كه خبر ناگوارى از خانوادهاش به وى مىرسد و شادمانى او را بدل به ناراحتى مىكند، سفره را آوردند. جعفر گفت: بعد از اين ديگر خبرى نخواهد شد و سخن او باطل مىشود. امّا به خدا سوگند كه آن مرد دست خود را شسته و به سمت غذا دراز كرده بود كه غلام او از در داخل شد و درحالىكه گريه مىكرد به او گفت:
مادرت را درياب كه از بالاى خانه به پايين افتاده و در حال مرگ است. جعفر گويد: من گفتم: به خدا سوگند كه بعد از اين ديگر در كار او شك نمىكنم و درباره او به يقين رسيدم[٢].
موضعگيرى آن حضرت در برابر غاليان و فرقههاى منحرف
موضعگيرى قاطع حضرت امام هادى عليه السّلام در برابر غاليان گامى از گامهاى آن حضرت در جهت ايمنسازى عقيدتى شيعيان و دور كردن آنها از عوامل
[١] . بحار الانوار ٥٠/ ١٤٧.
[٢] . الثّاقب/ ٢١٤.