پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٨ - ١ امام هادى عليه السلام و قضيه نوه بزرگوارش حضرت مهدى عليه السلام
به همين دليل بود كه امام هادى عليه السّلام در چگونگى مطرح كردن امامت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام و زمان مطرح كردن و كيفيّت شاهد گرفتن بزرگان بر اين مسأله مهارت بسيار زيادى به خرج داد.
از همين مطلب برمىآيد كه رويّه حضرت امام هادى عليه السّلام حتّى در رابطه با امامت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام مبنى بر مخفىكارى تبليغاتى بوده است. چراكه گاه به صراحت، امامت غير او را نفى مىنموده و گاه با كنايه از امامت او سخن گفته و گاه او را با بعضى از صفات توصيف مىكرده است كه از آن در نظر اوّل چنين برمىآمده كه آن حضرت اراده امامت كس ديگرى را دارند. امّا در نهايت اين مسأله به امام حسن عسكرى عليه السّلام برگشت مىنمود. كما اينكه از امام هادى عليه السّلام وارد شده است كه امر امامت و پيشوايى پس از من به بزرگترين پسر من مىرسد. چراكه در اوّلين نظر مىبينيم پسر بزرگ آن حضرت شخصى به نام محمّد است كه كنيه او ابو جعفر مىباشد. امّا بعد با دقّت بيشتر معلوم مىشود كه ابو جعفر در زمان حيات پدر بزرگوارش از دنيا رفته و بنابراين بزرگترين پسر همان امام حسن عسكرى عليه السّلام مىباشد.
اينك تعدادى ازاينروايات كه مىتوان آنها را به حسب تاريخ آنها دستهبندى كرد به نظر خوانندگان محترم مىرسانيم. دستهاى از اين روايات قبل از وفات ابو جعفر پسر بزرگ امام هادى عليه السّلام از آن حضرت صادر شده است. دستهاى ديگر از اين روايات در حين وفات ابو جعفر و دستهاى ديگر بعد از وفات ابو جعفر و دسته ديگر كمى قبل از شهادت امام هادى عليه السّلام از آن حضرت صادر شده است، و اگر ما به زمان صدور اين روايات توجّه كنيم كافى است كه بتوانيم برنامهريزى امام هادى عليه السّلام را كاملا درك نمائيم. برنامهاى كه با واضح و درخشان كردن حقّ براى اهل آن- كه به اين حقيقت دست يافته بودند كه هيچگاه زمين از حجّت خالى نمىشود، حال آن حجّت يا ظاهر و