پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠١ - اثر دوم رابطه اين امامتها با قضيه حضرت امام مهدى منتظر عليه السلام
مىكند شما باشيد، و خداوند امر خلافت را بدون شمشير و خونريزى در اختيار شما قرار دهد. چراكه مىبينيم مردم به عنوان ولايتعهدى با شما بيعت كردهاند و سكّه به نام شما ضرب شده است، امام رضا عليه السّلام در پاسخ او فرمودند:
هركدام از ما اهلبيت كه مردم براى او نامههاى بسيار نوشته، درباره مسائل شرعى و اجتماعى از او سؤال كرده، مورد توجّه جامعه قرار گرفته، پول به سمت او حمل شد، ناگهان [به صورتى مشكوك] در بستر بيمارى افتاده و از دنيا رفت. تا اينكه خداوند عزّ و جلّ براى اين امر مردى برانگيزد كه آنچنان مخفى و دور از ديدگان باشد كه حتّى ولادت و رشد و نموّ او نيز در خفا به انجام رسد[١].
امام كاظم عليه السّلام و امام رضا عليه السّلام در سنّ پنجاه و پنج سالگى از دار دنيا رفته، به شهادت رسيدند. امّا مىبينيم كه امام جواد عليه السّلام در بيست و پنج سالگى از دنيا رفته است، و هيچكدام از آنها نيز بهواسطه بيمارى از دنيا نرفتهاند، بلكه آنان در نهايت صحّت و سلامت بدنى بودند، تا آنجا كه صحّت و سلامت جسمى آنها خود عاملى براى تحريك حسادت حاكمان عبّاسى بود كه نسبت به آنان حسادت مىورزيدند.
در چنين شرايطى امام جواد عليه السّلام با امامت زودهنگام خود كه پديدهاى بىهمتا بود و زبانبهزبان در ميان دوستودشمن نقل مىشد، در امر رهبرى الهى و ربّانى به نوعى ركوردشكنى دست يافته، امّت اسلام را به ياد كلام خداوند متعال در قرآن كريم انداخت كه: خداوند در مرحله صباوت و خردسالى به يحيى و عيسى كتاب و حكم و نبوّت را اعطا كرده است.
بلكه اكنون امت اسلام با تمام وجود لمس مىكرد و مىديد طفلى كه هنوز
[١] . كمال الدّين/ ٣٥٤.