پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٠٢ - اثر دوم رابطه اين امامتها با قضيه حضرت امام مهدى منتظر عليه السلام
دهه اوّل زندگى را پشت سر نگذاشته بر عقل و دل ميليونها نفر از مردم مسلمان استيلا پيدا كرده است.
خود اين نوع از امامت، زمينهسازى براى امامت امامانى بود كه پس از او امر امامت را برخلاف آنچه مردم در زندگى خود به آن عادت كرده بودند، در مرحله خردسالى به عهده مىگرفتند.
امامت زودهنگام فرزند حضرت امام جواد، يعنى امام هادى عليه السّلام، دوّمين مصداق اين پديده بىهمتا بود كه بهزودى ديگرنهتنها چندان شگفتانگيز نمىنمود بلكه به خطّ رسالى اهلبيت نقش جديد و تأثيرگذارى بزرگى مىبخشيد. چراكه بدينوسيله پيروان مكتب اهلبيت از نمونه منحصربهفرد ديگرى از اين نوع امامت از ميان ائمّه اهلبيت عليهم السّلام برخوردار مىشدند.
حضرت امام مهدى عليه السّلام كه عليرغم كنترل شديد و در كمين بودن حاكمان ستمگر كار ولادت و امامت او به انجام رسيد، مصداق سوّمى براى امامت زودهنگام در ميان امامان دوازدهگانه شيعه بوده، پس از انس گرفتن مردم با دو نمونه از اين نوع امامت، ديگر در جامعه اسلامى عموما و شيعى خصوصا موجب شگفتى كسى نمىشد.
ازهمينرو بود كه شرايط زمانى امام هادى عليه السّلام شرايط انتقال از مرحله امامت آشكار به امامت پنهانى بود كه مىبايست از پس پرده غيبت امور جامعه را حلّوفصل نمايد و امّت نيز مىبايست به چنين امام پنهانى رو كرده، به امامت وى معتقد شده و عليرغم سختى شرايط، با وى تعامل نمايد.
زمان امامت امام هادى عليه السّلام تنها فرصتى بود كه مىشد در آن، امّت را براى استقبال از شرايط جديد امامت آماده كرد. خصوصا وقتى بدانيم كه امام هادى عليه السّلام هفتمين فرزند از نه فرزند امام حسين عليه السّلام است كه بناست مهدى