پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٥٥ - تفتيش منزل امام عليه السلام
جلبتوجّه مىكند از اين قرار است:
اوّل: امام هادى عليه السّلام بهخوبى مىدانست كه دستگاه حاكم به وى مشكوك است. به همين خاطر بود كه با بيدارى كامل همواره جانب احتياط را رعايت مىنمود و براى هرمسأله غيرمنتظرهاى خود را آماده كرده بود. به همين خاطر بود كه به شخصى كه برايش خبر آورده بود كه متوكّل از قضيه مال آگاهى دارد فرموده بود اين مال به دست من خواهد رسيد و متوكّل و مأموران امنيتى او نمىتوانند به اين مال دست پيدا كنند. و بعد هم به او اعلام كرد كه مال صحيح و سالم به دست آن حضرت رسيده است.
دوّم: كسى كه مال را از قم براى امام هادى عليه السّلام آورده بود نيز مىخواست تا آن حضرت را امتحان كند و بدينوسيله يقين به امامت او پيدا كند. به همين دليل است كه مىبينيم امام بهواسطهاى كه به نزد آن مرد رفته و مال را از او دريافت كرد نشانههايى را دادند كه اين نشانهها را جز حامل مال كس ديگرى نمىدانست. مانند آن جبّهاى كه مرد آن را زير بغل خود پنهان كرده بود. و اين امر آنجايى وضوح و روشنى بيشترى پيدا مىكند كه امام به او فرمودند: حال يقين كردى؟ كه اشاره به مسألهاى بود كه آن مرد در ضمير خود آن را پنهان كرده بود و قصد رسيدن به آن را داشت، و علم امام به اين امور باعث شد كه او يقين كند و به امامت امام هادى اطمينان پيدا نمايد. فرستاده امام هادى عليه السّلام نيز تمام آنچه در فكر آن مرد بود برايش بازگو كرد.
سوّم: ياران حضرت امام هادى عليه السّلام و پيروان آن حضرت در درون دربار عبّاسى حضور فعّالى داشتند و بهجاى آنكه جزو جيرهخواران و مزدوران حكومت باشند جاسوسان امام هادى عليه السّلام در درون دربار بودند. در روايت بعد كه درباره دستگيرى و زندانى شدن امام هادى عليه السّلام است نيز شواهد ديگرى وجود دارد كه اين حقيقت را بيشتر به اثبات مىرساند.