پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١٢ - امام هادى عليه السلام و معتصم عباسى
بيت عليهم السّلام برداشته، به ولايت آنها درآمد و معتقد به امامت گرديد»[١].
البته ادب امام هادى عليه السّلام و برخورد خوب او با معلّم ناصبىاش اثر بزرگى در تحوّل اعتقادى و ايمان او به رهبرى و امامت اهلبيت عليهم السّلام داشته است.
ديگر اينكه خود جنيدى تصريح كرده است و به ديگران اين مطلب را ابراز داشته كه وى بوده كه از امام هادى عليه السّلام دانش مىآموخته و امام عليه السّلام از او هيچگونه دانشى نياموخته است، و اين مسأله ويژه امام هادى عليه السّلام و پدران بزرگوارش بوده است. مىبينيم امام رضا عليه السّلام هنگامى كه با سؤالى درباره جانشين پس از خود روبرو مىشود به امام جواد عليه السّلام اشاره مىكند. درحالىكه امام جواد عليه السّلام كودكى شايد در سنّ و سال امام هادى عليه السّلام بوده است. امام رضا عليه السّلام براى اين مسئله به اين آيه قرآن كريم استناد كرده است كه: وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا؛ و از كودكى به او «حضرت يحيى» نبوّت داديم بزرگى و كوچكى چيزى نيست كه باعث اشكال در اين مسأله شود. چراكه خداوند سبحان امامت را امتداد خطّ نبوّت قرار داده است تا مردم از حاملان رسالت الهى پيروى كنند.
پيشوايان دينى برپادارندگان رسالت الهى هستند. همانانند كه به اين رسالت در ميان جامعه كاملا عينيت مىبخشند، تا پياده كردن احكام خداوند متعال به وسيله اقتدا و پيروى از آنان براى مردم آسان شود.
اين روايت از رويكردى ديگر حامل پيام ديگرى براى ما مىباشد، و آن اينكه معتصم از چهوقت در فكر امام هادى عليه السّلام بوده و قصد محصور كردن تحرّكات آن حضرت و جدا كردن ايشان از شيعه و مريدانش را داشته است.
چنانكه اين مطلب از دستورى كه در رابطه با ممنوعيت ديدار شيعيان با امام
[١] . مآثر الكبرى فى تاريخ سامراء ٣/ ٩١- ٩٥.