پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٠ - ٣ هماوردخواهى علمى در برابر دستگاه حكومت و عالمان وابسته
محمّد بن رضا، برادر امام هادى عليه السّلام نوشته و فرستاده است. البته پرواضح است كه بدون شكّ مقصود وى از اين سؤالها خود حضرت امام هادى عليه السّلام بوده است، و به همين دليل بوده كه آن سؤالها را به نزد برادرش حضرت امام هادى آورده و آن حضرت جواب آنها را داده است، اكنون به متن روايت توجّه كنيد:
از موسى بن محمّد بن رضا عليه السّلام روايت شده است كه گفت: يحيى بن اكثم را در دار الخلافه ديدم. وى از من درباره چند مسأله سؤال كرد. من به نزد برادرم على بن محمّد حضرت امام هادى عليهما السّلام رفتم. بين من و برادرم صحبتهايى در رابطه با مواعظ صورت گفت كه مرا واداشت تا در اطاعت او درآيم [گويا تا آنزمان او به امامت برادر خود اعتقاد نداشته است!.] سپس به او گفتم: خداوند مرا فداى تو كند. ابن اكثم نامهاى نوشته و در آن از مسائلى پرسيده است تا من رأى و نظرم را درباره آنها بيان كنم، امام هادى عليه السّلام خندهاى كرده و فرمودند: آن مسائل چيست؟
گفتم:
وى در نامه خود از من درباره كلام خداوند متعال: قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ؛ كسى كه نزد او دانشى از كتاب [الهى] بود، گفت: «من آن را پيش از آنكه چشم خود را برهمزنى برايت مىآورم[١] سؤال كرده است كه آيا پيامبر خدا حضرت سليمان محتاج به علم آصف بن برخيا بوده است؟
همچنين درباره كلام خداوند متعال: وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً؛ و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد، و [همه آنان] پيش او به سجده درافتادند[٢] سؤال كرده است كه آيا يعقوب و پسرانش كه پيغمبر بودند به يوسف سجده كردند؟
[١] . نمل/ ٤٠.
[٢] . يوسف/ ١٠٠.