پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٦١ - عصر امام جواد عليه السلام
صلت، يونس، صفوان بن يحيى، محمّد بن حكيم و عبد الرّحمان بن حجّاج.
اجتماع اين گروه با گريه آغاز شد، و پس از آنكه لختى گريستند يونس به آنها گفت: دست از گريه برداريد. چاره اين است كه صبر كنيم تا اين فرزند- امام جواد عليه السّلام- بزرگ شود. امّا ريّان بن صلت اينگونه كلام او را رد كرد كه:
«اگر امر امامت از جانب خداوند متعال براى كسى مقدّر شده باشد، كودك دو روزه مانند مرد صد ساله خواهد بود، و اگر امر امامت از جانب خداوند متعال براى كسى صادر نشده باشد، اگر پنج هزار سال هم عمر كند، نمىتواند آنچه را كه بزرگان انجام مىدهند، حتّى مقدارى از آن را انجام بدهد، و اين مسألهاى است كه ما بايد به آن توجّه كنيم ...»[١].
از اين عبارت معلوم مىشود كه ريّان بر اين مطلب تأكيد دارد كه مفهوم امامت چون منصبى الهى است، مانند نبوّت است و اختيار و انتخاب اين منصب به دست خداوند سبحان است كه مىفرمايد: اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ؛ خدا بهتر مىداند رسالتش را كجا قرار دهد و مردم در اين زمينه هيچگونه اختيارى ندارند.
عصر امام جواد عليه السّلام
امام جواد عليه السّلام با دو تن از خلفاى بنى عبّاس همعصر بوده است. مأمون عبّاسى ١٩٨- ٢١٨ ه، معتصم عبّاسى ٢١٨- ٢٢٧ ه، مأمون همواره به دوستى و محبّت با امام جواد عليه السّلام تظاهر مىكرد و دختر خود امّ الفضل را به ازدواج آن حضرت درآورد. البتّه او قبلا هم امام رضا عليه السّلام را به دامادى گرفته و ولايت
[١] . دلائل الامامه/ ٢٠٥.