پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٦ - ٣ هماوردخواهى علمى در برابر دستگاه حكومت و عالمان وابسته
بدهد. زيرا كه مرد امكان جانشينى ماما را ندارد، و اگر تنها باشد قول او به همراه قسم مورد قبول است.
امّا كلام حضرت على عليه السّلام درباره خنثى اينچنين است كه خود آن حضرت فرموده است:
گروهى از مردان عادل هركدام آيينهاى به دست گيرد و خنثى لخت پشت سر آنها بايستد و آنها در آن آيينه تصوير او را ببينند و برحسب آنچه مىبينند حكم نمايند.
و در رابطه با مردى كه به چوپان و عمل شنيع او با گوسفند برخورد كرده است، اگر توانست آن گوسفند را بشناسد آن را گرفته، سر مىبرد و به آتش مىسوزاند. امّا اگر نمىداند كه آن گوسفند كدام است، بايد آن گله گوسفند را دو نيم كرده و در ميان آنها قرعه بكشند. قرعه به هركدام از دو نيمه گلّه افتاد نيمه ديگر نجات مىيابند. سپس آن نيمه را دو نيم كرده و همچنان قرعهكشى مىكنند تا اينكه دو گوسفند باقى بماند. سپس بين ايندو گوسفند قرعه مىكشند و قرعه به نام هركدام از آندو افتاد او را سر بريده و به آتش مىسوزانند، و ساير گوسفندان نجات مىيابند.
و در رابطه با نماز صبح، قرائت در آن با جهر و صداى بلند است. چراكه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نماز صبح را در هنگام تاريكى هوا و قبل از روشن شدن آسمان مىخواندند. پس قرائت در اين نماز جزو قراءات شبانه است.
امّا درباره كلام حضرت على عليه السّلام كه فرمود قاتل فرزند صفيه را به آتش و جهنّم بشارت بده، بهخاطر كلام پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بوده است. چراكه وى قاتل زبير جزو كسانى بوده است كه در روز نهروان بر امير المؤمنين عليه السّلام خروج كرد. امير المؤمنين عليه السّلام وى را در بصره نكشت، چرا كه مىدانست وى در فتنه نهروان كشته خواهد شد.
و درباره اينكه گفتى حضرت على عليه السّلام اهل صفّين را چه در حال جنگ و چه در حال فرار و چه در حال جراحت كشت، امّا در روز جمل هيچ فرارى را تعقيب نكرد و هيچ مجروحى را نكشت و هركس سلاحش را بر زمين گذاشت امانش داد و هركس داخل خانهاش شد در امان بود، به اين دليل بود كه اهل جمل پيشوايشان كشتهشده و پشتيبانى نداشتند تا پس از فرار به