پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٧٤ - ١ اوضاع كلى سياسى
پدرش ترتيب داد. بدينترتيب بعضى از تركان در دمشق اقدام به ترور متوكّل كردند. امّا اقدام آنان بهواسطه اقدامات بغاى كبير و فتح بن خاقان با شكست مواجه شد[١]. امّا هنگامى كه بغاى صغير و باغر ترك در سال ٢٤٧ ه. ق براى رهايى يافتن از دست متوكّل براى جانشين كردن فرزندش منتصر با يكديگر همدست شدند، ديگر متوكّل نتوانست از توطئه ترور آنها جان بهدر ببرد و در اين سال به قتل رسيد.
منتصر، علويان را بهخاطر مخالفت با سياست پدرش بسيار احترام مىكرد. سياست او را در اين رابطه، مىتوان در رفع ترس از شيعيان و آزاد كردن زيارت قبر امام حسين عليه السّلام مشاهده نمود.
امّا حكومت منتصر زياد بهطول نينجاميد. چراكه تركان در سال ٢٤٨ ه. ق عليه او توطئه كرده و او را از طريق پزشك مخصوصش، طيفور، به قتل رساندند[٢].
پس از كشته شدن منتصر در سال ٢٤٨ ه. ق، كرسى خلافت به المستعين باللّه رسيد. وى پايتخت را از سامرّا به بغداد منتقل كرد. امّا تركان به او نيز اعتمادى نداشتند. به همين جهت بود كه باغر ترك با گروهى از يارانش تصميم گرفتند تا وى را از خلافت خلع كرده و معتزّ را بهجاى او بنشانند[٣].
ميان ايندو جنگى درگرفت كه چندين ماه به طول انجاميد و سرانجام به تبعيد مستعين به شهر واسط و سپس ترور او انجاميد[٤].
البتّه معتزّ نيز از اعمال خشونت و ستمى كه فرماندهان و مسئولين ترك دولت عبّاسى انجام مىدادند جان بهدر نبرد و به بدترين وضعى به دست
[١] . مروج الذهب ٢/ ٣٩٠.
[٢] . تاريخ طبرى/ ج ٧، رويدادهاى سال ٢٤٨ ه. ق.
[٣] . مروج الذهب ٢/ ٤٠٧- ٤٠٨.
[٤] . الكامل فى التّاريخ/ ٧/ ٥٠ به بعد.