پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٦٢ - عصر امام جواد عليه السلام
عهدى خود را به او واگذار كرد و علويان را در دستگاه خود ارج و قرب داد[١].
امّا رفتار و رويّه معتصم با مأمون بسيار فرق داشت. حكومت او حكومتى استبدادى بود كه با كمى مهربانى و حسن تدبير همراه بود. مسعودى تاريخ نگار، معتصم را به نيكويى روش و راستى راه توصيف كرده است[٢].
نخستين خلفاى عبّاسى در ايجاد و استمرار حكومت خود زياد به اعراب اعتماد نداشته و اعتماد و اتكاى بيشتر آنها به فارسها بوده است. آنان مشاغل مهمّ نظامى و غيرنظامى را به افرادى كه از نژاد فارسى بودند مىسپردند و اين كار منجر به اين شد كه فارسها در ميادين مختلف حكومت به برترى دست يافته و نقش عرب در دولت عبّاسى و مؤسّسات مختلف آن كمرنگ شود. اين پديده موجب رقابت بين عرب و فارس شد. اين مسأله تا زمانى ادامه داشت كه معتصم عبّاسى كه مادر او از نژاد ترك بود به خلافت رسيد. از آنزمان بود كه دستگاه حكومت بر نژاد ترك اعتماد كرده، معتصم آنها را به عنوان گارد ويژه خود برگزيد. مناصب دولتى را به آنها داده، ولايت استانهاى دور از مركز را نيز به آنها سپرد. وى عرب را از ديوان عطا خارج كرده و بهجاى آنها ترك را در ديوان عطا داخل نمود. اين امر باعث شد تا هم عرب و هم فارس، كينه ترك نژادان را به دل بگيرند.
جدالى كه در اين عصر به وقوع مىپيوست تنها منحصر به جدال ميان عرب و فارس و ترك نبود، بلكه پا فراتر نهاده و ميان خود نژاد عرب نيز اختلاف و درگيرى روى داده، شعلههاى آتش تعصّب ميان اعراب «مضر» ى از شمال و اعراب يمنى از جنوب نيز شعلهور گرديد[٣]. اين نكتهاى است كه
[١] . دكتر ابراهيم حسن، تاريخ الاسلام ٢/ ٦٦- ٦٧.
[٢] . مروج الذهب ٣/ ٤٧٦.
[٣] . تاريخ الاسلام ٢/ ٣٩٥.