پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٢٦ - ١ امام هادى عليه السلام و قضيه نوه بزرگوارش حضرت مهدى عليه السلام
بن نوح در راه مكّه بوديم. در بين راه در منزلى به نام «زباله» فرود آمديم و در آنجا به صحبت نشستيم، صحبت ما به مسأله امامت و غيبت كشيده شد و اين امر بر ما دور از ذهن جلوه كرد. در اين هنگام ايّوب بن نوح گفت: من امسال نامهاى [به امام هادى عليه السّلام] نوشتم و در آن از اين مطلب نيز پرسيدم.
امام هادى عليه السّلام در پاسخ من نوشتند: هنگامى كه علم و دانش شما از ميان شما رخت بربندد منتظر فرجى نزديك باشيد كه گويا از زير پاى شما به ناگهان سبز خواهد شد[١].
٦. از ابو جعفر محمّد بن احمد علوى از ابو هاشم جعفرى روايت شده است كه گفت: از حضرت ابو الحسن امام هادى عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود:
جانشين من پسرم حسن است، امّا با جانشين جانشين من چگونه خواهى بود؟!
به آن حضرت عرضه داشتم: خداوند مرا فداى شما كند. براى چه؟
آن حضرت فرمودند: شما شخص و بدن او را نخواهيد ديد و جايز نيست تا اسم او را ذكر نمائيد.
عرض كردم: پس چگونه ذكرى از او به ميان آوريم؟ آن حضرت فرمودند:
«قولوا الحجة من آل محمد صلّى اللّه عليه و آله»؛ بگوييد حجّت از آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله[٢].
٧. از صقر بن ابى دلف روايت شده است كه گفت: از على بن محمّد بن على الرضا عليهما السّلام شنيدم كه مىفرمود: «الإمام بعدي الحسن ابني و بعد الحسن ابنه القائم الذي يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما»؛
امام و پيشواى مردم پس از من پسرم حسن بوده و بعد از حسن پسر او، همان قائمى كه زمين را پر از عدل و قسط مىكند همچنانكه پر از ظلم و ستم شده باشد[٣].
٨. على بن ابراهيم از پدرش از على بن صدقه از على بن عبد الغفّار روايت كند كه گفت: هنگامى كه حضرت ابو جعفر ثانى امام جواد عليه السّلام از دنيا
[١] . كمال الدّين/ ٣٨١.
[٢] . اثبات الوصيّه/ ٢٠٨.
[٣] . كمال الدّين/ ٣٨٣ ح ١٠ و به نقل از آن در اعلام الورى/ ٢/ ٢٤٧.