پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٣ - ايمنسازى عقيدتى
امام هادى عليه السّلام بهشدّت در پى ايمنسازى عقيدتى در جامعه اسلامى به صورت كلّى و جامعه شيعى به صورت خاصّ بوده است.
حضرت امام هادى عليه السّلام تنها به ردّ كردن كلّى شبهات در جامعه اكتفا نمىنمودند، بلكه حتّى به موارد خاصّى كه سؤالات و شبهات اعتقادى براى افرادى از شيعيان آن حضرت پيش مىآمد و حتى شبهات كسانى كه از پيروان آن حضرت نبوده، امّا آن حضرت قابليت سر فرود آوردن در برابر حقّ را از سيماى آنها مشاهده مىنمود- مانند بعضى از واقفيانى كه به فضل راهنمايىهاى امام هادى عليه السّلام هدايت شدند- نيز توجّه كرده و پاسخهاى لازم را براى آنان بيان مىفرمودند.
علىّ بن مهزيار گويد: من به منطقه عسكر همان منطقهاى كه حضرت امام هادى عليه السّلام در آن محصور بودند وارد شدم. درحالىكه در مسأله امامت شك داشتم و نمىدانستم واقعا امام من كيست. خليفه را ديدم كه در يكروز بهارى امّا صاف و آفتابى براى شكار خارج شده است و مردم لباسهاى تابستانه پوشيدهاند. امّا حضرت امام هادى عليه السّلام را ديدم كه لباسى زمستانى پوشيده و بارانگيرى بر روى اسب خود گذاشته و دم اسب را گره زده است اين كارى بود كه در هنگام باران انجام مىدادند. مردم از كار او تعجّب كرده و مىگفتند:
آيا نمىبينيد كه اين شخص مدنى اهل مدينه با خود چه كرده است؟! من در دل گفتم: اگر او امام بود چنين كارى انجام نمىداد.
هنگامى كه مردم به بيابان رسيدند، طولى نكشيد كه ابر بزرگى در آسمان ظاهر شد و شروع به باريدن كرد. هيچكس باقى نماند مگر اينكه از آب باران خيس شد. من در دل گفتم شايد كه امام همين شخص باشد، سپس در دل گفتم حال درباره مسأله جنبى كه در لباس خود عرق كند از او سؤال خواهم كرد. اگر او چون به نزديك من رسيد صورت خود را به من نماياند، معلوم مىشود كه او