پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٨٥ - شهادت حضرت امام جواد عليه السلام
معناى يك نوع تبعيد يا اقامت اجبارى و مراقبت دقيق از امام رضا عليه السّلام بود كه مأموران او حتّى تعداد نفسهاى آن حضرت را شماره كنند و بتوانند بدين وسيله دوستان و نزديكان آن حضرت را شناسايى كرده و بعدا آنان را مورد پيگرد قرار داده و بر آنان سخت بگيرند.
محمّد بن علىّ هاشمى كه خود از عبّاسيان است گويد: صبح روزى كه حضرت امام جواد عليه السّلام با دختر مأمون امّ الفضل ازدواج كرد بر آن حضرت داخل شدم. من از شب قبل دارويى مصرف كرده بودم و اوّل صبح نيز اوّلين كسى بودم كه به خدمت آن حضرت رسيدم. و به جهت دوايى كه در شب خورده بودم بسيار تشنه بودم. امّا نمىخواستم آنجا آب طلب كنم. امام جواد عليه السّلام نگاهى به صورت من انداخته و فرمودند: تو را تشنه مىبينم. عرض كردم: آرى تشنهام. آن حضرت فرمودند: اى غلام، براى ما كمى آب بياور. من در دل گفتم: الآن است كه براى او آبى سمّى بياورند و از اينكه مبادا آن آب را به من تعارف كند و من از آن آب سمّى بخورم غمگين و ناراحت شدم، غلام پيش آمد و با خود آب آورد. حضرت امام جواد عليه السّلام در صورت من تبسّمى كرده و سپس فرمودند: اى غلام. آب را به من بده. آن حضرت آب را از غلام گفته و مقدارى از آن را نوشيدند و سپس آب را به من دادند و سپس من هم از آن نوشيدم[١].
محمّد بن على هاشمى بعدا براى محمّد بن حمزه نقل كرد كه به خدا سوگند من گمان مىكنم همچنانكه رافضيان مىگويند ابو جعفر از درون جان افراد آگاهى دارد[٢].
البتّه اين محمّد بن على هاشمى از شيعيان امام جواد عليه السّلام نبود. امّا بهخوبى
[١] . كافى ١/ ٤٩٥ و ٤٩٦.
[٢] . اصول كافى ١/ ٤٩٥ ح ٦ ب ١٣٢ و به نقل از آن در ارشاد/ ٢/ ٢٩١.