پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٧ - د - نفوذ در دستگاه دولتى
دشمنان پوشيده بدارند. بعدا بهكار بردن اين لقب گسترش يافته و همه خاندان ما بدان ناميده شد. امام هادى عليه السّلام در رابطه با كارهايى كه در كوفه و بغداد داشتند با سليمان بن حسن بن جهم مكاتبه داشتند[١].
ج- برحذر داشتن ياران از گفتن سخنان مهم در اماكن عمومى
حضرت امام هادى عليه السّلام بعضى از اصحاب خود را از سخن گفتن و پرسيدن مسأله در طول راهها يا اماكن ديگرى كه امكان وجود جاسوسان حكومت در آن بود منع مىنمودند.
از «محمّد بن شرف» روايت شده است كه گفت: من در مدينه به همراه حضرت امام هادى عليه السّلام راه مىرفتم. آن حضرت به من فرمودند: «آيا تو ابن شرف نيستى؟» عرضه داشتم: آرى، آنگاه خواستم كه از آن حضرت سؤالى كنم. امّا آن حضرت قبل از اينكه من از او سؤالى كنم به من فرمود: «اكنون ما در يك خيابان عمومى هستيم و اينجا جاى سؤال كردن نيست».
د- نفوذ در دستگاه دولتى
پس از سقوط دولت اموى در سال ٢٣٢ ه. ق بنى عبّاس با زور و قهر و غلبه بر حكومت اسلامى مسلّط گشتند. آنان به اندازهاى در زمين فساد كردند كه كارشان به وخامت كشيد. در دوران حكومت اين طايفه كشتار و تبعيد و گرفتن اموال مردم امرى پيشپا افتاده بود، و از آنجا كه حكومت آنان فاقد مشروعيت اسلامى بود، كار كردن با آنها و در دستگاه حكومتى آنان نيز مشروعيت
[١] . تاريخ كوفه/ ٣٩٣.