پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٧٨ - د - نفوذ در دستگاه دولتى
نداشت. به همين دليل بود كه محمّد بن علىّ بن عيسى- يكى از اصحاب امام هادى عليه السّلام- به آن حضرت نامهاى نوشت و از آن حضرت در رابطه با كار كردن در دستگاه بنى عبّاس و گرفتن حقوق از آنان و جواز اين كار سؤال كرد. آن حضرت در پاسخ او نوشتند: كارهايى كه داخل شدن در آن اجبارى بوده و به اختيار نباشد خداوند عذر بندگان را در آن كارها خواهد پذيرفت و كارهايى كه بدينگونه نباشد مكروه است، و در هرصورت هرچه از اين كارها كمتر باشد بهتر است و هنگامى اين عمل به كفر آن شخص منجر مىشود كه روزىدهندهاش او را به كارهايى مجبور نمايد كه به دست او اعمالى درباره ما و دوستان ما صورت پذيرد كه به شركش منجر شود.
هنگامى كه نامه حضرت امام هادى عليه السّلام به محمّد بن على بن عيسى رسيد، وى فورا براى آن حضرت نامه ديگرى ارسال كرده، در آن نوشت:
عقيده من در رابطه با داخل شدن در دولت بنى عبّاس اين بوده است تا راهى براى ضربه زدن به دشمنان پيدا كرده، با نزديك كردن خودم به ايشان دستم در انتقامگيرى از آنان باز باشد. امام عليه السّلام در پاسخ او فرمودند:
هركس با چنين هدفى اين كار را انجام بدهد داخل شدن او در كار بنى عبّاس نهتنها حرام نيست، بلكه براى او داراى اجر و پاداش است[١].
امام هادى عليه السّلام در دو عبارت فوق ضوابط همكارى كردن با حاكم جائر و ستمگر را بيان فرمودهاند. اين ضوابط در به دست آوردن وسيلهاى براى تضعيف ستمگران يا خدمت رساندن به شيعيان مظلوم خلاصه مىشود.
[١] . مستطرفات السّرائر/ ٦٨ ح ١٤، به نقل از آن وسائل الشيعة ١٧/ ١٩ ح ٩ ب ٤٥، وسائل الشيعة ١٢/ ١٣٧.