پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٤ - اثر اول اثبات شايستگى عملى ائمه در اداره امور مسلمين و رهبرى فكرى آنها
حالى كه آن خلفا بهخوبى مىدانستند كه لباس خلافت پيغمبر و مقام رهبرى امت اسلام را در حالى پوشيده و اشغال كردهاند كه اين لباس و جايگاه تنها مخصوص اهلبيت عليهم السّلام بوده است. همان اهلبيتى كه از خود آنها و جدّ بزرگوارشان روايات به حد شهرت رسيده بود كه پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله تنها آنان براى اين جايگاه دينى و سياسى منصوب شدهاند.
آنان شايستگى علمى، فكرى و روحى خود را براى به دست گرفتن رهبرى جامعه و اداره شئون مسلمين ثابت كرده، بر دل و فكر مردم استيلا پيدا كرده بودند.
اينجاست كه نقطه جدايى روشنى بين ايندو خط، يعنى خطّ حكّام و خلفا و خطّ اهلبيت عليهم السّلام آشكار مىشود.
حاكمان عصر امام هادى عليه السّلام نيز مانند پدران و گذشتگان خود همواره پيرو سياست «سركوب همه رقبا» بودهاند. آنان وجود يك رقيب حقيقى و مقتدر را در جامعه، حتّى اگر آن شخص مبادرت به قيامى عليه آنان نكرده، وجودش در پشت پرده انقلابهايى كه گاهگاه به وقوع مىپيوست به اثبات نرسد، احساس مىكردند. بدينترتيب بايد حال كسى را كه در عمل بر ضدّ آنها قيام كند، در نظر آنان و طبق معيارهايشان قياس كرد.
و چنانكه پيشتر دانستيم، امام هادى عليه السّلام در همه مراحل زندگى شريفش كه در مدينه جدّش يا در سامرا گذراند، تحت مراقبت شديد حكومت قرار داشته است. آنان تا آنجا كه توانستند آن حضرت را مورد اذيّت و آزار قرار داده جامهاى غصه و اندوه را مدام به حضرتش نوشاندند. گاهى براى در اختيار گرفتن آن حضرت اقدام كرده و گاه براى نابود كردن مقام دينى آن حضرت سعى نمودند. آنان به هرطريقى كه توانستند خواستند آن حضرت را خوار و