پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٤ - ٣ هماوردخواهى علمى در برابر دستگاه حكومت و عالمان وابسته
اطاعت خدا و نشانه محبّت آنان به آدم بوده است. پس سجده كردن يعقوب و پسرانش، كه يوسف نيز با آنها بود، براى شكرگزارى به درگاه خدا بود كه پراكندگى آنان را جمع كرد. آيا نمىبينى كه يوسف در همينوقت، در مقام شكر به درگاه خداوند مىگويد: پروردگارا، تو به من دولت دادى و از تعبير خوابها به من آموختى ...[١]
تا آخر آيه كه مملو از اظهار بندگى به درگاه خداوند متعال است.
و امّا قول خداوند تعالى كه مىفرمايد: و اگر از آنچه به سوى تو نازل كردهايم در ترديدى، از كسانى كه پيش از تو كتاب [آسمانى] مىخواندند بپرس. مخاطب در اين آيه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىباشد. امّا آن حضرت هيچگاه در آنچه به او نازلشده شكّى نداشته است. امّا نادانان اينچنين گفتهاند كه چگونه بود كه خداوند پيامبرى از جنس ملائكه بر ما نفرستاده است، چرا كه ميان ما و پيغمبر خدا فرقى در خوردن و آشاميدن و به بازار رفتن نيست؟! اينجا بود كه خداوند متعال به پيامبرش وحى كرد كه در حضور اين نادانان از آنها كه كتاب مىخوانند (اهل كتاب) بپرس آيا خدا پيش از تو رسولى جز آنكه غذا مىخورده و در بازارها راه مىرفته مبعوث كرده است؟ پس تو هم مثل آنهايى.
و اينكه خداوند متعال درعينحال كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شكّى نداشته، فرموده است: «اگر تو شكّى دارى»، براى مراعات انصاف در گفتار بوده است. چنانچه در آيه مباهله نيز اينچنين گفته است: بياييد پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود [كه به منزله جانمان هستند] را فراخوانيم؛ سپس مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم[٢].
و اگر مىگفت لعنت خدا بر شما باد، آنان به مباهله تن درنمىدادند و خداوند متعال مىدانست كه پيامبرش رسالت او را مىرساند و از دروغگويان نيست. بدينترتيب بود كه پيغمبر هم خود مىدانست كه از راستگويان است. امّا مىخواست كه در كلام و گفتار انصاف را رعايت كند.
[١] . سوره يوسف ١٢/ ١٠٢.
[٢] . عمران/ ٦١.