پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٤ - عوامل افزايش انحراف در رهبرى اسلامى
اين مدعا است كه آثار آن با تصدى امر رهبرى بهوسيله نسلى از مهاجرين كه توسط رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى اين كار برگزيده نشده، صلاحيت و قابليت آن را نداشتند در كمتر از نيمقرن آشكار گشت.
هنوز بيست و پنج سال از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نگذشته بود كه هزيمت و شكست خلافت راشده در برابر ضربات شديدى كه از جانب دشمنان رو در روى اسلام بر آنان وارد مىآمد آشكار گشته، دشمنان توانستند به صورت پنهان به مراكز قدرت نظام نفوذ كرده آن را ناكارآمد ساخته، به زور و با كمال وقاحت، رهبرى نظام را تصاحب كرده امت اسلام و نسل پيشگام آن را مجبور به دست برداشتن از رهبرى و شخصيت خود نموده، پيشوايى اسلامى را به حكومتى موروثى تبديل كردند كه جز ناچيز شمردن ارزشها، كشتار بىگناهان، جلوگيرى از حدود الهى، خشكاندن احكام و بازى با سرنوشت مردم كارى نداشت، در چنين شرايطى بيت المال مسلمانان به صورت املاك شخصى قريش درآمده، خلافت به توپى بدل شد تا كودكان بنى اميّه با آن بازى كنند[١].
عوامل افزايش انحراف در رهبرى اسلامى
امت اسلام پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در راه انقلابىاى كه او براى مردم و جامعه اسلامى گشود، با انحراف خطرناكى مواجه شدند، اين انحراف در عرصه سياست و اجتماع- چنانكه طبيعت اشيا حكم مىكند- به مرور زمان رفته رفته توسعه مىيافت تا عميق و عميقتر شود چراكه شروع انحراف دانهاى را ماند كه در زمين كاشته مىشود و ذرهذره رشد كرده سر از خاك بهدر مىآورد، هرمرحله از انحراف كه به وقوع مىپيوندد زمينهساز مرحلهاى فراختر است.
[١] . بحث حول الولاية/ ٦٠- ٦١.