پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٢ - بخش نخست روند رسالى اهلبيت عليهم السلام از زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تا زمان حضرت امام هادى عليه السلام
امّا راهى كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله براى عمليات تغيير ريشهاى كه در جامعه بشرى در پيش داشت، راه كوتاهى نبود كه بتوان در خلال يك يا دو دهه از زمان آن را به انجام رساند. بلكه اين راه به ميزان فاصله معنوى ميان جاهليت و اسلام، دور و ممتد مىنمود.
اينگونه بود كه مىبينيم آنچه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در اين برهه محدود زمانى محقّق نمود براى بركندن همه ريشههاى جاهلى از ميان همه فرزندان نسل اوّل اسلام و رساندن آنها به آن درجه از بيدارى و واقعگرايى و رها كردن خود از همه رسوبهاى گذشته جاهلى آنگونه كه اين نسل را شايسته پايدارى در خطّ رسالت و ادامه آن كند، كافى نبود.
نگاهى كوتاه به حوادث تلخى كه پس از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله روى داد و مناقشات و درگيرىهاى صحابه پيامبر اكرم كه تاريخنويسان در منابعى كه اكنون به دست ما رسيده است آنها را ثبت و ضبط كردهاند كافى است تا شاهدى بر اين مطلب باشد كه نسل صحابه به آن درجه از كفايت مطلوب نرسيده بودند تا بتوانند در رسالت بزرگ الهى و انسانى پيامبر اكرم جانشين شايستهاى براى آن حضرت باشند.
به همين دليل منطق همه كارهاى تغيير فرهنگى، حكم مىكرد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله تجربه پيشرو و پيشگام خود را از همه عوامل ضعف و فروپاشى مصون و محفوظ بدارد. چراكه آن حضرت مىخواستند اين قيام و نهضت جهانى و بشرى جاويد و پايدار بماند. زيرا كه آن حضرت اعلام كرده بود آخرين پيامبر خدا است و پس از او ديگر پيامبرى نخواهد آمد. رسيدن به اين مهم و دست يافتن به اين مصونيّت راهى جز اين نداشت كه اداره امور نهضت و جانشينى خود را در رهبرى اين قيام و نهضت به رهبرى از هرنظر شايسته و معصوم بسپارد كه او را به دست خود و بدانگونه كه مىخواست و سزاوار بود