پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٣٥٥ - در آستان امامت
امام همانند خورشيد برآمده و شكوهبخش جهان است، در حالىكه خود در افق [دوردست] قرار دارد و كسى را ياراى دست يافتن به آن و نگريستن در آن نباشد.
امام، ماه تابنده، چراغ فروغبخش، فروغ درخشان، ستاره راهنما در تاريكى شب و گذرگاهها، بيابانها و گردابهاى درياهاست. امام آب نوشين و گوارا به گاه تشنگى، راهنماى به راه هدايت و رهايىبخش از هلاكت است. امام شعله نوربخش بر فراز پشتهها، گرمىبخش سرمازدگان و راهنماى گرفتار شدگان در وادى هلاكت است. پس هركه از او جدا شود [و دورى جويد] بىترديد هلاك خواهد شد. امام، ابر پرباران، بارانى سيلآسا [و فراوان]، خورشيدى فروزان، آسمانى سايهساز، زمينى گسترده، چشمهاى جوشنده و بركه و بوستان است.
امام، همدمى مهربان، پدرى مشفق، برادرى دوست، [چونان] مادرى نسبت به فرزند خردسال خود دلسوز و به گاه گرفتارىهاى طاقتسوز، پناه مردم است. امام، امين خدا در ميان خلق، حجت حضرتش بر بندگان، جانشين او در زمين خدا، فرا خواننده به سوى او و مدافع از [حدود] حريم (دين) اوست.
امام، از گناهان پاك شده و از عيوب [و كژى] وارسته است. او به دانش اختصاص يافته و به نشان بردبارى آراسته شده است. دين به وجود او نظام يافته و عزت مسلمانان، خشم منافقان و نابودى كافران را [هم] سبب است».[١]
٢. «حسين بن خالد» از ابو الحسن، على بن موسى الرضا عليه السّلام و او از پدرش و آنان از پدرانش نقل كردهاند كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله فرمود:
هركس دوست داشته باشد، بر كشتى نجات سوار شده، به دستاويزى استوار و ناگسستنى چنگ اندازد و به ريسمان محكم خداوند درآويزد، بايد پس از من على
[١] . تمام اين حديث را نك: من لا يحضره الفقيه ٤/ ٣٠٠؛ الخصال/ ٥٢٧ و عيون اخبار الرضا ١/ ٢١٢.