پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٩٦ - انحراف فكرى
و شاعر، آن را بيست هزار دينار فروخت».
عباسيان، با در محاصره قرار دادن فقيهان و عالمان پيرو و پوينده راه اهلبيت عليهم السّلام و نيز حمايت از پيدايش جريانهاى ويرانگر فكرى و اعتقادى، بر آن بودند تا مسلمانان را از مسير و منش اهلبيت عليهم السّلام دور كنند. البته اين نظريه، ادعايى بىاساس نيست، بلكه تحت پيگرد قرار ندادن صاحبان اين نظريهها و جريانها خود بهترين دليل بر حمايت دستگاه خلافت از اين جريانهاست.
دستگاه عباسيان هرگز بر آن نشد تا جريان «واقفيه» و «غلات» را در آغاز پيدايش آن، محاصره كرده، آنها را از ميان بردارد، چرا كه اين دو جريان، از تشيع سربرآورده بودند و بايد با حمايتهاى خليفه عباسى، وسيلهاى باشند براى بدنام و خدشهدار كردن روش و منش اهلبيت عليهم السّلام و از ريشه برآوردن كيان شيعه و تشيع.
مأمون در ظاهر بهعنوان نشر فرهنگ و در باطن براى ايجاد جريانهايى جديد كه بتوانند در برابر مكتب اهلبيت عليهم السّلام بايستند، فرمان داد تا كتابهاى فلسفى را از يونانى به عربى ترجمه كنند.[١] پرواضح است كه اين اقدام به انتشار افكار و آرا و اصطلاحاتى منطقى و فرضيههاى ذهنى دور از واقعيت مىانجاميد كه در نهايت خواسته خليفه را تأمين مىكرد.
در روزگار عباسيان، فتواى به رأى و تفسير به رأى فزونى گرفت و «قياس» باطل كه براساس قياس حكمى فرعى با حكم فرعى ديگرى مبتنى بود، رواج يافت. مفتيان نيز خواسته و تمايلات حاكمان را در فتواى خويش لحاظ مىكردند. از «ابن مبارك» نقل شده است كه مىگفت: «چون هارون الرشيد به
[١] . مأثر الإنافة في معالم الخلافه ١/ ٢٠٩.