پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٨ - مبحث دوم احتجاجات امام رضا عليه السلام
رضا عليه السّلام بهعنوان تنها شخصيت برجسته و درخشان علمى در جهان اسلام، به ميدان بحث و گفتوگو با سران تمام اديان و فرقهها و مذهبها گام نهاد و همه آنان را سرخورده و ناتوان از ميدان به در برد. حضرتش با دانش توانمندش برترى علمى خود را بر ايشان به اثبات رسانده، افتخارى بزرگ و انكارناپذير براى جهان اسلام و امت اسلامى ثبت كرد و بدين ترتيب شخصيت امام عليه السّلام به طور ويژهاى در سراسر گيتى درخشيدن گرفت.[١]
چندان روشن نيست كه تمام گفتوگوهايى كه ميان امام رضا عليه السّلام و ارباب اديان و مذاهب صورت گرفته، در كتابهاى تاريخ آمده يا نه؟ اما آنچه به دست ما رسيده، نشان مىدهد كه عليرغم تلاش مأمون در جهت جلوگيرى از انتشار گفتوگوهايى كه ميان امام رضا عليه السّلام و حريفان فكرى و دينى او ردوبدل شده، اين گفتوگوها كه در عرصههاى گوناگونى صورت گرفته و از غناى علمى برخوردار است، در پس پرده فراموشى نمانده است. كتابهاى:
احتجاج «طبرسى»، بحار الانوار «علامه مجلسى» و عيون الاخبار «شيخ صدوق» برخى از احتجاجهاى امام رضا عليه السّلام را نقل كردهاند. در اينجا مهمترين دستاوردهاى اين گفتوگوها را به شرح زير بيان مىكنيم:
١. هماوردى با اربابان اديان و مذاهب و اثبات برترى علمى مدرسه
[١] . برترى امام عليه السّلام و درخشش علمى او را در جهان اسلام مىتوان يكى از عواملى دانست كه مأمون را بر آن داشت تا با شتابزدگى امام عليه السّلام را از ميان بردارد، چرا كه مأمون نمىتوانست به چنين مرتبهاى دست يابد و از همينرو به موجودى حاشيهاى- همچنانكه بود- مبدل مىشد. اين بود كه با بىرحمى تمام، طرح از ميان برداشتن اين شخصيت سترگ را ريخت؛ همو كه از نظر مردم، رقيب مأمون به شمار مىرفت و بر او برترى داشت. مأمون اين برترى را نمىتوانست بر خود هموار كند و از ديگرسو منصب خلافت چيزى نبود كه از آن چشمپوشى كند، زيرا كه« ملك عقيم» است و خويشاوندى نمىشناسد. از همينرو بود كه مأمون داغ ننگ اين جنايت را بر پيشانى خود نهاد و دست به خون پاك آن حضرت آلود.