پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٤٣ - ١ امام رضا عليه السلام و راهبرى جنبش الهى
گرفته، بر آن اشراف داشتند و به دور از چشم حاكميت و مخفيانه خط حركت الهى و انقلابى را رهبرى مىكردند، و اين در حالى بود كه حاكميت نمىتوانست فعاليتهاى سازمانى اين جريان و نيز ارتباط يا عدم ارتباط آن را با امام و مراتب نظارت امام عليه السّلام بر آن پى ببرد. اين موضوع را نبايد فراموش كرد كه اين رهبران به چند دليل روش خود را در ايفاى وظايف خويش محدود و پنهان مىكردند:
يكم: در نظر گرفتن مصالح عمومى در سطح امت و جامعه اسلامى؛
دوم: مصالح خصوصى اسلام كه به جنبش اهلبيت عليهم السّلام بهعنوان متوليان اصلاح اوضاع مرتبط؛
سوم: شرايط و ويژگىهاى عمومى و خصوصى، مانند توان جنبش و استحكام و ريشهدار بودن پايگاه مردمى.
امامان معصوم عليهم السّلام با رعايت سه اصل ياد شده و در نهايت پنهانكارى، به طور غيرمستقيم، راهبرى تمام فعاليتها از جمله جنبشهاى مسلحانه را به عهده داشتند تا در آغاز كار و با شروع ايفاى رسالت امامت خود، در معرض كشته شدن قرار نگيرند.
آن بزرگواران، اصلاح امت و پرورش آن را بر هر كارى مقدم مىدانستند و بايد براى اين وظيفه و اصلاح جامعه و ساختار آن، در ميان مردم مىبودند تا بتواند به هدف خود كه مكتب اسلام آن را ترسيم كرده بود برسند. حال اگر امامان عليهم السّلام بهطور مستقيم راهبرى انقلاب و قيامهاى نظامى را به عهده مىگرفتند بىترديد كشته مىشدند و امت اسلامى كسى را نداشت تا فقيهانى و عالمانى هدايتگر، زاهدان و عابدانى پيشآهنگ، سياستمدارانى پاككردار و راستگفتار و رهبران قيامهاى انقلابى را پرورش داده، به آنان ارائه دهد.