پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥٧ - ٢ گفتوگو با ارباب اديان
نكرد و شبى را در بستر نياراميد، بلكه همه عمر خود را به نماز و روزه گذراند.
امام عليه السّلام فرمود: بنابراين براى چه كسى نماز مىگزارد و روزه مىگرفت؟
در اين هنگام جاثليق دم فرو بست و خاموش شد.
آنگاه امام عليه السّلام به او فرمود: اى مرد نصرانى، سؤالى از تو دارم.
جاثليق گفت: بپرس. اگر بدانم پاسخ تو را مىدهم.
امام عليه السّلام فرمود: [اى جاثليق،] آيا منكر آن نبودهاى كه عيسى به فرمان خداى- عزّ و جلّ- مردگان را زنده مىكرد؟
جاثليق گفت: پيشتر از اين منكر آن بودهام، چرا كه هركس مرده را زنده كند و كور را بينا گرداند و جذامى را شفا دهد به يقين او خداست و سزاوار پرستيده شدن است.
امام عليه السّلام فرمود: «اليسع» نيز همانند عيسى كارهاى خارق العاده كرد. او بر روى آب راه رفت، مردگان را زنده كرد، كور را بينا نمود و جذامى را شفا داد، اما امتش او را به خداوندى برنگزيد و كسى او را به جاى خداى- عز و جل- نپرستيد. «حزقيل» پيامبر نيز معجزههايى چون معجزههاى عيسى بن مريم عليه السّلام ارائه داد و سى و پنج هزار تن را كه شصت سال از مرگ آنان مىگذشت، زنده كرد.
سپس رو به رأس الجالوت كرده، فرمود: اى رأس الجالوت، آيا در تورات به اين جوانان كه از بنى اسرائيل بودهاند اشاره شده است؟ [همانهايى] كه در يورش «بختنصر» به بيت المقدس در شمار اسيران بودند و «بختنصر» آنان را از ميان اسيران برگزيده، به بابل مركز حكومت «بختنصر» فرستاد و از دم تيغ گذراند. آنگاه خداوند حزقيل پيامبر را فرستاد و او به فرمان خداوند ايشان را زنده كرد. [بىترديد] چنين مطلبى در تورات وجود دارد و تنها كافران از شما