پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٨ - ٣ گفتوگوى امام رضا عليه السلام با على بن جهم
قدرت ندارد، بىترديد كفر مىورزيد.
در مورد آيه «و در حقيقت [آن زن] آهنگ او كرد و [يوسف نيز]، [كه در ماجراى يوسف و زن عزيز مصر آمده، خوب است آگاه شوى كه] آن زن آهنگ گناه كرد و يوسف- در صورت اصرار زن بر ارتكاب گناه- آهنگ كشتن او را نمود كه خداوند يوسف را از دست به خون آغشتن و دامان به گناه آلودن ايمن گرداند كه خود فرموده است: «كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ؛[١] چنين [كرديم] تا بدى (كشتن) و زشتكارى (زنا) را از او بازگردانيم».
[حال كه سخن از داوود به ميان آمد براى من بگو كه] جماعت شما درباره او چه مىگويند؟
على گفته آنان را درباره داوود چنين بيان كرد: «داوود در محراب عبادت خود مشغول نماز بود كه ابليس در شكل زيباترين پرندگان خود را براى داوود مجسم كرد. داوود نماز خود را ناتمام، رها كرده، برخاست تا آن پرنده را بگيرد. پرنده به حياط خانه رفت و داوود در پى او روان شد. پرنده بر فراز بام رفت، داوود نيز او را دنبال كرد و پرنده در خانه «اوريا بن حنان» افتاد. داوود با نگاه، پرنده را دنبال مىكرد كه چشمش به زن «اوريا» كه در حال شستوشوى خويش بود افتاد و دل به او باخت.
او كه پيش از اين اوريا را به جنگ فرستاده بود به فرمانده سپاه نوشت تا او را پيشاپيش سپاه به جنگ بفرستد. به فرمان داوود اوريا به خط مقدم فرستاده شد، اما او در مصاف با مشركان پيروز شد. اين پيشامد بر داوود سخت آمد و داوود نامه ديگرى به فرمانده سپاه نوشت و از او خواست تا اوريا را پيشاپيش
[١] . يوسف/ ٢٤.