پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٩ - نخست اعتراف مأمون به حقانيت اهلبيت عليهم السلام
پذيرش ولايتعهدى و دستاوردهاى آن
هر موضعگيرى كه از سوى هر امام معصومى اتخاذ شود، لزوما و بالضروره، منافع و مصالحى براى اسلام، مسلمانان و پيروان اهلبيت عليهم السّلام دارد. امام رضا عليه السّلام نيز از اين قاعده مستثنا نبود. او پس از آنكه وادار به پذيرش ولايتعهدى شد، به دستاوردهايى رسيد كه جز با پذيرش ولايتعهدى تحقق چنين امرى امكان نداشت. در اين مقوله به پارهاى از اين دستاوردها اشاره مىكنيم:
نخست: اعتراف مأمون به حقانيت اهلبيت عليهم السّلام
حكومت امويان و پس از آنان خاندان عباسى با به كار گرفتن ابزار ترغيب و تشويق و ترساندن، سعى در پنهان كردن فضايل اهلبيت عليهم السّلام و كاستن از جايگاه و منزلت آنان داشتند، اما پس از آنكه امام رضا عليه السّلام منصب ولايت عهدى را پذيرفت اوضاع دگرگون شد. اكنون مأمون فضايل اهلبيت عليهم السّلام را بر مىشمرد و از مظلوميت اهلبيت عليهم السّلام و ستمى كه از سوى حاكمان پيشين بر آنان رفته بود سخن مىگفت.
مأمون در پاسخ نامهاى كه بنى هاشم به او نوشته بودند، به تبيين حقايق پرداخته، مطالبى نوشت، از جمله: «... هيچيك از مهاجران همانند على بن ابى طالب عليه السّلام در كنار رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله نايستاد و همو بود كه به يارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله پرداخت و جان خويش را سپر جان پيامبر صلّى اللّه عليه و اله كرد ... او صاحب ولايتى است كه در حديث غدير از آن سخن رفته و همو مخاطب گفته رسول خداست كه فرمود: «أنت منى بمنزلة هارون من موسى إلّا أنه لا نبي بعدي»؛ [اى